nuptial

[ایالات متحده]/'nʌpʃ(ə)l/
[بریتانیا]/'nʌpʃl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به ازدواج; مربوط به مراسم عروسی; مربوط به مراسم ازدواج
n. مراسم عروسی
Word Forms
جمعnuptials

جملات نمونه

moments of nuptial bliss.

لحظاتی از خوشبختی عروسی.

the nuptial plumage of male birds.

پر و نمای ازدواج پرندگان نر

Their nuptial day hasn’t been determined.

روز عروسی آنها هنوز تعیین نشده است.

the forthcoming nuptials between Richard and Jocelyn.

ازدواج آتی بین ریچارد و جوسلین

Their nuptials were performed by the local priest.

ازدواج آنها توسط کشیش محلی انجام شد.

Wang Nan wears the stomacher type white nuptial dress, lets the honored guest on the scene envy romantically happily.

وانگ نان لباس عروس سفید به سبک استوماچر می‌پوشد و باعث می‌شود مهمانان حاضر صحنه به طور عاشقانه و خوشحال به او حسادت کنند.

What with pre-nuptial arrangements, palimony, child custody, we have become accustomed to the short-lived, high octane relationships on which glossy magazines feed.

با توجه به توافقات از قبل ازدواج، حمایت مالی پس از جدایی، حضانت کودکان، ما به روابط کوتاه مدت و پر تب و تاب که مجلات تصویری از آنها تغذیه می کنند عادت کرده ایم.

نمونه‌های واقعی

The ringers at East Egdon were announcing the nuptials of Eustacia and her son.

زنگ‌ها در ایست ایگدون اعلام کردند که ازدواج اوستاشیا و پسرش در حال انجام است.

منبع: Returning Home

We are hear tonight to celebrate the upcoming nuptials of my best friend Howard Wolowitz. Hear! Hear!

ما امشب اینجا هستیم تا ازدواج قریب‌الوقوع بهترین دوست من، هاوارد ولوییتز را جشن بگیریم. بشنوید! بشنوید!

منبع: The Big Bang Theory Season 5

But since the 1980s the extravagance of nuptials has matched the country's rise.

اما از دهه 1980، تجمل ازدواج با رشد کشور مطابقت داشته است.

منبع: The Economist (Summary)

" Will your lady wife be joining you for the nuptials" ?

"همسر شما به جشن ازدواج شما خواهد پیوست؟"

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

And, like the nuptial antler, your bond will never be broken.

و مانند شاخک ازدواج، پیوند شما هرگز شکسته نخواهد شد.

منبع: Modern Family - Season 10

This golden retriever, nearly nixed her owners nuptials a dream wedding in Italy when she chewed up a passport just before the trip.

این سگ طلایی، تقریباً با خوردن گذرنامه او درست قبل از سفر، از ازدواج رویایی صاحبانش در ایتالیا جلوگیری کرد.

منبع: CNN 10 Student English August 2023 Compilation

There is not a woman in all the world but would prefer death to such a nuptial.

هیچ زنی در دنیا وجود ندارد که ترجیح دهد به جای چنین ازدواجی بمیرد.

منبع: The New Arabian Nights (Part Two)

Though her nuptials were far from pleasing Antonia, Leonella's speedy return gave her Niece much delight.

اگرچه ازدواج او برای آنتونیای دلپذیر نبود، بازگشت سریع لئونلا، خواهرزاده‌اش را بسیار خوشحال کرد.

منبع: Monk (Part 2)

This, one fancies, were a somewhat more fitting nuptial chamber than the chance bedroom of a hotel.

به نظر من، این اتاق ازدواج مناسب‌تری از اتاق تصادفی یک هتل است.

منبع: Essays on the Four Seasons

The writer, I thought, once his experience is over, must lie back and let his mind celebrate its nuptials in darkness.

به نظر من، نویسنده، پس از پایان تجربه‌اش، باید دراز بکشد و اجازه دهد ذهنش جشن ازدواج خود را در تاریکی برگزار کند.

منبع: A room of one's own.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید