obsoletion

[ایالات متحده]/[ɒbsəˈliːʃən]/
[بریتانیا]/[ɒbsoˈliːʃən]/

ترجمه

v. جهت از کار افتادن.
n. حالت بودن از کار افتاده؛ فرآیند شدن از کار افتاده؛ کار انجام دادن چیزی را از کار افتاده؛ دوره‌ای که محصول از کار افتاده است.

عبارات و ترکیب‌ها

obsoletion risk

ریسک از بین رفتن

facing obsoletion

مقابله با از بین رفتن

prevent obsoletion

جلوگیری از از بین رفتن

obsoletion cycle

چرخه از بین رفتن

due to obsoletion

به دلیل از بین رفتن

obsoletion rate

نرخ از بین رفتن

avoiding obsoletion

جلوگیری از از بین رفتن

obsoletion process

فرآیند از بین رفتن

accelerating obsoletion

شتاب دادن به از بین رفتن

managing obsoletion

مدیریت از بین رفتن

جملات نمونه

the rapid pace of technological advancement often leads to planned obsolescence of older devices.

تندی پیشرفت فناوری اغلب منجر به نابودی برنامه‌ریزی شده دستگاه‌های قدیمی می‌شود.

fear of obsolescence drove him to constantly upgrade his software and hardware.

страх از نابودی او را به به‌روزرسانی مداوم نرم‌افزار و سخت‌افزارش واداشت.

the company actively manages product obsolescence to stimulate new sales.

شرکت به‌طور فعال نابودی محصولات را مدیریت می‌کند تا فروش‌های جدید را تحریک کند.

software obsolescence can create security vulnerabilities if not addressed promptly.

نابودی نرم‌افزار می‌تواند در صورت عدم مواجهه به موقع آسیب‌پذیری‌های امنیتی ایجاد کند.

many consumers are concerned about the environmental impact of rapid obsolescence cycles.

بسیاری از مصرف‌کنندگان نگران تأثیر محیط زیست چرخه‌های نابودی سریع هستند.

the obsolescence of the cassette tape format demonstrates the cyclical nature of technology.

نابودی فرمت کمپکت‌دیسک نمونه‌ای از طبیعت چرخه‌ای فناوری است.

combating obsolescence requires designing products for longevity and repairability.

مقابله با نابودی نیاز به طراحی محصولات برای دوام و قابلیت تعمیر دارد.

the threat of obsolescence is a constant factor in the electronics industry.

تهدید نابودی یک عامل ثابت در صنعت الکترونیک است.

understanding obsolescence is crucial for businesses planning long-term strategies.

درک نابودی برای شرکت‌هایی که استراتژی‌های بلندمدت را برنامه‌ریزی می‌کنند حیاتی است.

the obsolescence of older operating systems poses significant security risks.

نابودی سیستم‌های عامل قدیمی خطرات امنیتی معناداری را به همراه می‌آورد.

he felt a sense of sadness watching his favorite technology fall into obsolescence.

او احساس افسردگی کرد وقتی دید که فناوری مورد علاقه‌اش در نابودی فرو می‌ریزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید