obtrusively loud
بسیار بلند و آزاردهنده
obtrusively bright
بسیار روشن و آزاردهنده
obtrusively present
بسیار برجسته و آزاردهنده
obtrusively flashy
بسیار جلب توجه و آزاردهنده
obtrusively bold
بسیار جسورانه و آزاردهنده
obtrusively large
بسیار بزرگ و آزاردهنده
obtrusively colorful
بسیار رنگارنگ و آزاردهنده
obtrusively decorated
بسیار تزئین شده و آزاردهنده
obtrusively detailed
بسیار با جزئیات و آزاردهنده
obtrusively intrusive
بسیار تهاجمی و آزاردهنده
he spoke obtrusively during the meeting.
او در طول جلسه به طور مشکوکی صحبت کرد.
the decorations were placed obtrusively around the room.
تزئینات به طور مشکوکی در اطراف اتاق قرار داده شده بود.
she obtrusively interrupted the conversation.
او به طور مشکوکی مکالمه را قطع کرد.
his laughter was obtrusively loud.
خنده او به طور مشکوکی بلند بود.
they obtrusively displayed their wealth.
آنها به طور مشکوکی ثروت خود را به نمایش گذاشتند.
the advertisement was obtrusively placed on the website.
تبلیغ به طور مشکوکی در وب سایت قرار داده شده بود.
she dressed obtrusively for the party.
او به طور مشکوکی برای مهمانی لباس پوشیده بود.
his comments were obtrusively critical.
نظرات او به طور مشکوکی انتقادآمیز بود.
the music played obtrusively in the background.
موسیقی به طور مشکوکی در پس زمینه پخش می شد.
they obtrusively offered their opinions on the matter.
آنها به طور مشکوکی نظرات خود را در مورد موضوع ارائه کردند.
obtrusively loud
بسیار بلند و آزاردهنده
obtrusively bright
بسیار روشن و آزاردهنده
obtrusively present
بسیار برجسته و آزاردهنده
obtrusively flashy
بسیار جلب توجه و آزاردهنده
obtrusively bold
بسیار جسورانه و آزاردهنده
obtrusively large
بسیار بزرگ و آزاردهنده
obtrusively colorful
بسیار رنگارنگ و آزاردهنده
obtrusively decorated
بسیار تزئین شده و آزاردهنده
obtrusively detailed
بسیار با جزئیات و آزاردهنده
obtrusively intrusive
بسیار تهاجمی و آزاردهنده
he spoke obtrusively during the meeting.
او در طول جلسه به طور مشکوکی صحبت کرد.
the decorations were placed obtrusively around the room.
تزئینات به طور مشکوکی در اطراف اتاق قرار داده شده بود.
she obtrusively interrupted the conversation.
او به طور مشکوکی مکالمه را قطع کرد.
his laughter was obtrusively loud.
خنده او به طور مشکوکی بلند بود.
they obtrusively displayed their wealth.
آنها به طور مشکوکی ثروت خود را به نمایش گذاشتند.
the advertisement was obtrusively placed on the website.
تبلیغ به طور مشکوکی در وب سایت قرار داده شده بود.
she dressed obtrusively for the party.
او به طور مشکوکی برای مهمانی لباس پوشیده بود.
his comments were obtrusively critical.
نظرات او به طور مشکوکی انتقادآمیز بود.
the music played obtrusively in the background.
موسیقی به طور مشکوکی در پس زمینه پخش می شد.
they obtrusively offered their opinions on the matter.
آنها به طور مشکوکی نظرات خود را در مورد موضوع ارائه کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید