obtrusively

[ایالات متحده]/əbˈtruːsɪvli/
[بریتانیا]/əbˈtruːsɪvli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که قابل توجه یا مداخله‌گر باشد

عبارات و ترکیب‌ها

obtrusively loud

بسیار بلند و آزاردهنده

obtrusively bright

بسیار روشن و آزاردهنده

obtrusively present

بسیار برجسته و آزاردهنده

obtrusively flashy

بسیار جلب توجه و آزاردهنده

obtrusively bold

بسیار جسورانه و آزاردهنده

obtrusively large

بسیار بزرگ و آزاردهنده

obtrusively colorful

بسیار رنگارنگ و آزاردهنده

obtrusively decorated

بسیار تزئین شده و آزاردهنده

obtrusively detailed

بسیار با جزئیات و آزاردهنده

obtrusively intrusive

بسیار تهاجمی و آزاردهنده

جملات نمونه

he spoke obtrusively during the meeting.

او در طول جلسه به طور مشکوکی صحبت کرد.

the decorations were placed obtrusively around the room.

تزئینات به طور مشکوکی در اطراف اتاق قرار داده شده بود.

she obtrusively interrupted the conversation.

او به طور مشکوکی مکالمه را قطع کرد.

his laughter was obtrusively loud.

خنده او به طور مشکوکی بلند بود.

they obtrusively displayed their wealth.

آنها به طور مشکوکی ثروت خود را به نمایش گذاشتند.

the advertisement was obtrusively placed on the website.

تبلیغ به طور مشکوکی در وب سایت قرار داده شده بود.

she dressed obtrusively for the party.

او به طور مشکوکی برای مهمانی لباس پوشیده بود.

his comments were obtrusively critical.

نظرات او به طور مشکوکی انتقادآمیز بود.

the music played obtrusively in the background.

موسیقی به طور مشکوکی در پس زمینه پخش می شد.

they obtrusively offered their opinions on the matter.

آنها به طور مشکوکی نظرات خود را در مورد موضوع ارائه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید