officiant

[ایالات متحده]/əˈfɪʃ.ənt/
[بریتانیا]/əˈfɪʃ.ənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که در یک مراسم officiates می‌کند؛ celebrant اصلی در یک خدمت مذهبی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

wedding officiant

مسؤول مراسم عروسی

officiant services

خدمات مسئول مراسم

licensed officiant

مسئول مراسم دارای مجوز

ceremony officiant

مسئول مراسم

officiant role

نقش مسئول مراسم

officiant fee

هزینه مسئول مراسم

officiant duties

وظایف مسئول مراسم

officiant training

آموزش مسئول مراسم

officiant agreement

توافقنامه مسئول مراسم

officiant availability

در دسترس بودن مسئول مراسم

جملات نمونه

the officiant will lead the ceremony.

مراسم را توسط برگزار کننده انجام خواهد شد.

choosing an officiant is an important decision.

انتخاب برگزار کننده یک تصمیم مهم است.

the officiant asked if anyone had objections.

برگزار کننده پرسید آیا کسی اعتراضی دارد.

she is a licensed officiant for weddings.

او یک برگزار کننده مجاز برای عروسی ها است.

many couples choose a friend as their officiant.

زوج های زیادی دوست خود را به عنوان برگزار کننده انتخاب می کنند.

the officiant spoke beautifully during the vows.

برگزار کننده در طول سوگندها به زیبایی صحبت کرد.

it’s customary for the officiant to sign the marriage license.

برگزار کننده باید گواهی ازدواج را امضا کند.

we met with the officiant to discuss our ceremony.

ما با برگزار کننده ملاقات کردیم تا در مورد مراسم خود صحبت کنیم.

the officiant provided guidance on the ceremony structure.

برگزار کننده راهنمایی در مورد ساختار مراسم ارائه داد.

after the ceremony, the officiant congratulated us.

پس از مراسم، برگزار کننده به ما تبریک گفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید