omened

[ایالات متحده]/ˈəʊmɛnd/
[بریتانیا]/ˈoʊmɛnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای ویژگی‌های نشانه
v. اشاره کردن یا پیش‌بینی کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

ill-omened

خرافه‌آلود

well-omened

خوش‌نشانی

omened event

واقعه خوش‌نشانی

omened sign

نشانه خوش‌نشانی

omened warning

هشدار خوش‌نشانی

omened fate

سرنوشت خوش‌نشانی

omened journey

سفر خوش‌نشانی

omened choice

انتخاب خوش‌نشانی

omened occurrence

وقوع خوش‌نشانی

omened future

آینده خوش‌نشانی

جملات نمونه

the dark clouds omen a storm approaching.

ابرهای تیره نشانه‌ای از قریب‌الوقوع طوفان هستند.

his sudden illness omen trouble for the team.

بیماری ناگهانی او نشانه‌ای از مشکلات برای تیم بود.

the broken mirror is often omen of bad luck.

آینه شکسته اغلب نشانه‌ای از بدشانسی است.

some believe that a black cat omen misfortune.

برخی معتقدند که گربه سیاه نشانه‌ای از بدبختی است.

the eerie silence omen something was wrong.

سکوت وهم‌آور نشانه‌ای از این بود که مشکلی وجود دارد.

finding a penny is said to omen good fortune.

گفته می‌شود که پیدا کردن یک سکه نشانه‌ای از خوش‌شانسی است.

her dreams omen future events.

رویاهای او نشانه‌ای از وقایع آینده بودند.

the sudden drop in temperature omen a change in weather.

کاهش ناگهانی دما نشانه‌ای از تغییر آب و هوا بود.

his nervousness omen a big presentation ahead.

عصبی بودن او نشانه‌ای از یک ارائه بزرگ پیش رو بود.

the ancient texts omen the arrival of a hero.

متون باستانی نشانه‌ای از ورود یک قهرمان بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید