ill-omened
خرافهآلود
well-omened
خوشنشانی
omened event
واقعه خوشنشانی
omened sign
نشانه خوشنشانی
omened warning
هشدار خوشنشانی
omened fate
سرنوشت خوشنشانی
omened journey
سفر خوشنشانی
omened choice
انتخاب خوشنشانی
omened occurrence
وقوع خوشنشانی
omened future
آینده خوشنشانی
the dark clouds omen a storm approaching.
ابرهای تیره نشانهای از قریبالوقوع طوفان هستند.
his sudden illness omen trouble for the team.
بیماری ناگهانی او نشانهای از مشکلات برای تیم بود.
the broken mirror is often omen of bad luck.
آینه شکسته اغلب نشانهای از بدشانسی است.
some believe that a black cat omen misfortune.
برخی معتقدند که گربه سیاه نشانهای از بدبختی است.
the eerie silence omen something was wrong.
سکوت وهمآور نشانهای از این بود که مشکلی وجود دارد.
finding a penny is said to omen good fortune.
گفته میشود که پیدا کردن یک سکه نشانهای از خوششانسی است.
her dreams omen future events.
رویاهای او نشانهای از وقایع آینده بودند.
the sudden drop in temperature omen a change in weather.
کاهش ناگهانی دما نشانهای از تغییر آب و هوا بود.
his nervousness omen a big presentation ahead.
عصبی بودن او نشانهای از یک ارائه بزرگ پیش رو بود.
the ancient texts omen the arrival of a hero.
متون باستانی نشانهای از ورود یک قهرمان بودند.
ill-omened
خرافهآلود
well-omened
خوشنشانی
omened event
واقعه خوشنشانی
omened sign
نشانه خوشنشانی
omened warning
هشدار خوشنشانی
omened fate
سرنوشت خوشنشانی
omened journey
سفر خوشنشانی
omened choice
انتخاب خوشنشانی
omened occurrence
وقوع خوشنشانی
omened future
آینده خوشنشانی
the dark clouds omen a storm approaching.
ابرهای تیره نشانهای از قریبالوقوع طوفان هستند.
his sudden illness omen trouble for the team.
بیماری ناگهانی او نشانهای از مشکلات برای تیم بود.
the broken mirror is often omen of bad luck.
آینه شکسته اغلب نشانهای از بدشانسی است.
some believe that a black cat omen misfortune.
برخی معتقدند که گربه سیاه نشانهای از بدبختی است.
the eerie silence omen something was wrong.
سکوت وهمآور نشانهای از این بود که مشکلی وجود دارد.
finding a penny is said to omen good fortune.
گفته میشود که پیدا کردن یک سکه نشانهای از خوششانسی است.
her dreams omen future events.
رویاهای او نشانهای از وقایع آینده بودند.
the sudden drop in temperature omen a change in weather.
کاهش ناگهانی دما نشانهای از تغییر آب و هوا بود.
his nervousness omen a big presentation ahead.
عصبی بودن او نشانهای از یک ارائه بزرگ پیش رو بود.
the ancient texts omen the arrival of a hero.
متون باستانی نشانهای از ورود یک قهرمان بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید