other-centered

[ایالات متحده]/[ˈʌðəˌsɛntrɪd]/
[بریتانیا]/[ˈʌðərˌsɛntərd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متمرکز بر نیازها و علایق دیگران؛ خیرخواه؛ اولویت دادن به خوبی دیگران.
adv. متمرکز بر دیگران؛ اولویت دادن به نیازهای دیگران.

عبارات و ترکیب‌ها

other-centered approach

رویکرد متمایل به دیگران

being other-centered

متمایل به دیگران بودن

other-centered care

مراقبت متمایل به دیگران

other-centered focus

تمرکز متمایل به دیگران

highly other-centered

بسیار متمایل به دیگران

become other-centered

متمایل به دیگران شدن

other-centered values

ارزش‌های متمایل به دیگران

other-centered perspective

نگاه متمایل به دیگران

act other-centered

عمل کردن متمایل به دیگران

truly other-centered

به واقعیت متمایل به دیگران

جملات نمونه

the company's other-centered approach fostered a positive work environment.

رویکرد دیگر-محور شرکت محیط کاری مثبت را تشویق کرد.

her other-centered leadership style inspired the team to collaborate effectively.

سبک رهبری دیگر-محور او تیم را به همکاری موثر تشویق کرد.

we need an other-centered perspective to understand their needs better.

ما به یک دیدگاه دیگر-محور نیاز داریم تا نیازهای آنها را بهتر درک کنیم.

an other-centered design prioritizes user experience above all else.

یک طراحی دیگر-محور تجربه کاربر را در بالاترین اولویت قرار می‌دهد.

the therapist encouraged an other-centered communication style during sessions.

در جلسات، روانپزشک یک سبک ارتباطی دیگر-محور را تشویق کرد.

his other-centered volunteer work made a significant impact on the community.

کار داوطلبی دیگر-محور او تأثیر قابل توجهی بر جامعه گذاشت.

the organization's other-centered mission focuses on supporting vulnerable populations.

مأموریت دیگر-محور سازمان بر روی حمایت از جوامع آسیب‌دیده متمرکز است.

it's important to adopt an other-centered mindset when resolving conflicts.

در حل تعارضات، مهم است یک ذهنیت دیگر-محور را اتخاذ کنیم.

the other-centered customer service representative went above and beyond to help.

کارکن فروشگاهی دیگر-محور به منظور کمک، فراتر از حد معمول رفت.

an other-centered approach to problem-solving leads to more sustainable solutions.

رویکرد دیگر-محور در حل مسائل منجر به راه‌حل‌های پایدارتر می‌شود.

the speaker advocated for an other-centered policy to address social inequality.

خاطرآور به یک سیاست دیگر-محور برای مقابله با نابرابری اجتماعی تشویق کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید