outmaneuvers

[ایالات متحده]/ˌaʊt.məˈnjuː.vəz/
[بریتانیا]/ˌaʊt.məˈnuː.vɚz/

ترجمه

v. با استفاده از استراتژی یا مانور موفق شدن

عبارات و ترکیب‌ها

outmaneuvers the opponent

حریف را فریب می‌دهد

outmaneuvers the competition

رقابت را فریب می‌دهد

outmaneuvers the rival

رقیب را فریب می‌دهد

outmaneuvers the enemy

دشمن را فریب می‌دهد

outmaneuvers the players

بازیکنان را فریب می‌دهد

outmaneuvers the leader

رهبر را فریب می‌دهد

outmaneuvers the team

تیم را فریب می‌دهد

outmaneuvers the strategist

استراتژیست را فریب می‌دهد

outmaneuvers the tactics

تاکتیک‌ها را فریب می‌دهد

جملات نمونه

the skilled player outmaneuvers his opponents with ease.

بازیکن ماهر با سهولت، حریفان خود را دست می‌کارد.

in the chess match, he outmaneuvers his rival with a clever strategy.

در مسابقه شطرنج، او با یک استراتژی هوشمندانه، رقیب خود را دست می‌کارد.

the politician outmaneuvers his critics during the debate.

در طول مناظره، سیاستمدار منتقدان خود را دست می‌کارد.

she outmaneuvers her colleagues to secure the promotion.

او برای به دست آوردن ترفیع، همکاران خود را دست می‌کارد.

the team outmaneuvers their rivals in the final minutes of the game.

در دقایق پایانی بازی، تیم، رقبای خود را دست می‌کارد.

he outmaneuvers the traffic by taking a shortcut.

او با استفاده از یک راه فرعی، از ترافیک عبور می‌کند.

the detective outmaneuvers the suspect during the investigation.

در طول تحقیقات، کارآگاه مظنون را دست می‌کارد.

in negotiations, she often outmaneuvers her adversaries.

در مذاکرات، او اغلب دشمنان خود را دست می‌کارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید