outweigh

[ایالات متحده]/ˌaʊtˈweɪ/
[بریتانیا]/ˌaʊtˈweɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بزرگتر یا مهم‌تر بودن از; ارزش بیشتری داشتن از; در وزن یا اهمیت فراتر رفتن.
Word Forms
قسمت سوم فعلoutweighed
صفت یا فعل حال استمراریoutweighing
زمان گذشتهoutweighed
شکل سوم شخص مفردoutweighs
جمعoutweighs

عبارات و ترکیب‌ها

outweigh the benefits

برتری بر مزایا

outweigh the risks

برتری بر خطرات

outweigh the disadvantages

برتری بر معایب

جملات نمونه

The benefits outweigh the risks.

مزایا بر خطرات غلبه می کند.

the advantages greatly outweigh the disadvantages.

مزایا به طور قابل توجهی بیشتر از معایب هستند.

The merits of your plan outweigh the defects.

مزایای طرح شما برتری نسبت به نقص ها دارد.

The advantages of the plan outweigh its drawbacks.

مزایای طرح از معایب آن بیشتر است.

This boxer outweighed by his opponent 20 pounds.

این بوکسور 20 پوند از حریفش سنگین‌تر بود.

Her need to save money outweighs her desire to spend it on fun.

نیاز او به صرفه‌جویی در پول بیشتر از میل او به خرج کردن آن برای تفریح است.

their pack outweighed, outreached, and outwitted the Welsh team.

گروه آنها سنگین‌تر، پیشی‌گرفته و باهوش‌تر از تیم ولزی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید