overbearingness

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈbeərɪŋnəs/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈberɪŋnəs/

ترجمه

n. ویژگیِ زورگو بودن؛ رفتاری تحکم‌آمیز یا مغرورانه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

his overbearingness

خودشیفتگی او

her overbearingness

خودشیفتگی او

their overbearingness

خودشیفتگی آنها

overbearingness issues

مشکلات خودشیفتگی

overbearingness problem

مشکل خودشیفتگی

overbearingness in relationships

خودشیفتگی در روابط

overbearingness at work

خودشیفتگی در محل کار

overbearingness with kids

خودشیفتگی با کودکان

overbearingness from parents

خودشیفتگی از طرف والدین

reduce overbearingness

کاهش خودشیفتگی

جملات نمونه

her overbearingness at meetings stifled open discussion and made everyone hesitant to share ideas.

اظهارات خودپسنده او در جلسات، بحث آزاد را خفه کرده و باعث شده همه در به اشتراک گذاشتن ایده ها مردد شوند.

his overbearingness toward new hires created a tense atmosphere and pushed people to quit early.

اظهارات خودپسنده او نسبت به استخدام های جدید، فضایی تنش زا ایجاد کرد و باعث شد افراد زودتر استعفا دهند.

the manager’s overbearingness in daily check-ins slowed progress and frustrated the whole team.

اظهارات خودپسنده مدیر در بررسی های روزانه، روند پیشرفت را کند کرد و باعث ناراحتی کل تیم شد.

i could tolerate her high standards, but not the overbearingness in the way she enforced them.

من می توانستم استانداردهای بالای او را تحمل کنم، اما نه اظهارات خودپسنده ای که در نحوه اجرای آنها وجود داشت.

his overbearingness in the relationship left no room for compromise or independent choices.

اظهارات خودپسنده او در رابطه، جایی برای سازش یا انتخاب های مستقل باقی نگذاشت.

the coach’s overbearingness on the sidelines distracted players and undermined their confidence.

اظهارات خودپسنده مربی در کنار زمین، بازیکنان را حواس پرت کرد و اعتماد به نفس آنها را تضعیف کرد.

her overbearingness with deadlines made collaboration harder, even when the goals were reasonable.

اظهارات خودپسنده او با مهلت ها، همکاری را دشوارتر کرد، حتی زمانی که اهداف معقول بودند.

overbearingness from senior staff can crush creativity and turn smart people into passive followers.

اظهارات خودپسنده از کارکنان ارشد می تواند خلاقیت را خفه کند و افراد باهوش را به دنبال کنندگان منفعل تبدیل کند.

we addressed his overbearingness directly and set clear boundaries for how feedback should be given.

ما به طور مستقیم به اظهارات خودپسنده او پرداختیم و محدودیت های روشنی برای نحوه ارائه بازخورد تعیین کردیم.

her overbearingness during planning sessions led to micromanagement and constant second-guessing.

اظهارات خودپسنده او در طول جلسات برنامه ریزی منجر به مدیریت خرد و حدس و گمان مداوم شد.

his overbearingness at home spilled into work, and colleagues noticed his controlling tone.

اظهارات خودپسنده او در خانه به کار راه یافت و همکاران لحن کنترل کننده او را متوجه شدند.

they mistook her confidence for overbearingness, but she was simply trying to keep the project on track.

آنها اعتماد به نفس او را با اظهارات خودپسنده اشتباه گرفتند، اما او فقط سعی داشت پروژه را در مسیر خود نگه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید