oversupply

[ایالات متحده]/əʊvəsə'plaɪ/
[بریتانیا]/'ovəsə,plaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تامین بیش از حد
n. تامین بیش از حد
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریoversupplying
زمان گذشتهoversupplied
شکل سوم شخص مفردoversupplies
قسمت سوم فعلoversupplied

جملات نمونه

The oversupply of goods led to a drop in prices.

تولید بیش از حد کالاها منجر به کاهش قیمت‌ها شد.

The market is experiencing an oversupply of housing.

بازار با مازاد عرضه مسکن مواجه است.

The oversupply of workers has made it difficult to find a job.

مازاد عرضه نیروی کار پیدا کردن شغل را دشوار کرده است.

The oversupply of food in the market resulted in wastage.

مازاد عرضه مواد غذایی در بازار منجر به هدر رفتن شد.

The oversupply of oil caused a decrease in demand.

مازاد عرضه نفت باعث کاهش تقاضا شد.

The oversupply of raw materials led to a surplus in production.

مازاد عرضه مواد خام منجر به افزایش تولید شد.

The oversupply of clothing led to clearance sales.

مازاد عرضه لباس منجر به حراج شد.

The oversupply of technology products resulted in price wars.

مازاد عرضه محصولات فناوری منجر به جنگ قیمت شد.

The oversupply of talent in the industry led to intense competition.

مازاد عرضه استعداد در صنعت منجر به رقابت شدید شد.

The oversupply of cars in the market caused manufacturers to reduce production.

مازاد عرضه خودرو در بازار باعث شد تولیدکنندگان تولید را کاهش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید