| جمع | painss |
go through pains
تحمل درد
ease the pains
کاهش درد
sharp pains
دردهای شدید
labor pains
دردهای زایمان
enduring pains
دردهای طاقتفرسا
growing pains
دردهای رشد
relieve pains
تسکین درد
severe pains
دردهای شدید
back pains
درد کمر
head pains
درد سر
she bears many pains from her chronic back condition.
او درد فراوانی را به دلیل مشکل مزمن کمرش متحمل میشود.
the doctor tried to ease his pains with medication.
پزشک سعی کرد با دارو درد او را تسکین دهد.
he went to great pains to ensure the project's success.
او برای اطمینان از موفقیت پروژه، دردسر فراوانی متحمل شد.
the athlete ignored the pains and continued the race.
ورزشکار درد را نادیده گرفت و مسابقه را ادامه داد.
relief from the pains came after a long period.
کاهش درد پس از یک دوره طولانی اتفاق افتاد.
the company took pains to address customer complaints.
شرکت برای رسیدگی به شکایات مشتریان تلاش فراوانی کرد.
she described the pains of losing her beloved pet.
او از درد از دست دادن حیوان خانگی مورد علاقهاش صحبت کرد.
he suffered terrible pains after the accident.
او پس از حادثه درد وحشتناکی متحمل شد.
the therapist helped her manage her daily pains.
درمانگر به او کمک کرد تا درد روزانه خود را مدیریت کند.
the old house was built with considerable pains.
خانه قدیمی با دردسر فراوان ساخته شده بود.
the team went to pains to investigate the incident.
تیم برای بررسی حادثه تلاش فراوانی کرد.
go through pains
تحمل درد
ease the pains
کاهش درد
sharp pains
دردهای شدید
labor pains
دردهای زایمان
enduring pains
دردهای طاقتفرسا
growing pains
دردهای رشد
relieve pains
تسکین درد
severe pains
دردهای شدید
back pains
درد کمر
head pains
درد سر
she bears many pains from her chronic back condition.
او درد فراوانی را به دلیل مشکل مزمن کمرش متحمل میشود.
the doctor tried to ease his pains with medication.
پزشک سعی کرد با دارو درد او را تسکین دهد.
he went to great pains to ensure the project's success.
او برای اطمینان از موفقیت پروژه، دردسر فراوانی متحمل شد.
the athlete ignored the pains and continued the race.
ورزشکار درد را نادیده گرفت و مسابقه را ادامه داد.
relief from the pains came after a long period.
کاهش درد پس از یک دوره طولانی اتفاق افتاد.
the company took pains to address customer complaints.
شرکت برای رسیدگی به شکایات مشتریان تلاش فراوانی کرد.
she described the pains of losing her beloved pet.
او از درد از دست دادن حیوان خانگی مورد علاقهاش صحبت کرد.
he suffered terrible pains after the accident.
او پس از حادثه درد وحشتناکی متحمل شد.
the therapist helped her manage her daily pains.
درمانگر به او کمک کرد تا درد روزانه خود را مدیریت کند.
the old house was built with considerable pains.
خانه قدیمی با دردسر فراوان ساخته شده بود.
the team went to pains to investigate the incident.
تیم برای بررسی حادثه تلاش فراوانی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید