pandering

[ایالات متحده]/ˈpændərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpændərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. توجه به سلیقه‌ها یا خواسته‌های پایین دیگران; تسلیم کردن کسی; تسلیم شدن به چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

pandering to

ریختن به سلیقه

pandering politicians

سیاستمداران چاپ خور

pandering behavior

رفتار چاپ خور

pandering interests

منافع چاپ خور

pandering tactics

تاکتیک های چاپ خور

pandering culture

فرهنگ چاپ خور

pandering audience

مخاطبان چاپ خور

pandering message

پیام چاپ خور

pandering remarks

اظهارات چاپ خور

pandering practices

روش های چاپ خور

جملات نمونه

politicians are often accused of pandering to special interest groups.

سیاستمدت‌ها اغلب به خاطر چاپیدن گروه‌های ذینفع خاص مورد انتقاد قرار می‌گیرند.

her pandering to the audience was evident in her speech.

چاپیدن او از مخاطبان در سخنرانی‌اش آشکار بود.

some companies engage in pandering to boost their sales.

برخی از شرکت‌ها برای افزایش فروش به چاپیدن متوسل می‌شوند.

pandering to popular opinion can sometimes backfire.

چاپیدن نظر عمومی گاهی اوقات ممکن است نتیجه عکس دهد.

the movie was criticized for pandering to the lowest common denominator.

فیلم به خاطر چاپیدن به پایین‌ترین سطح مشترک مورد انتقاد قرار گرفت.

he was accused of pandering to his boss to get a promotion.

اتهام چاپیدن رئیس به او برای گرفتن ترفیع زده شد.

pandering to trends can lead to a loss of authenticity.

چاپیدن روندها می‌تواند منجر به از دست دادن اصالت شود.

many artists refuse to engage in pandering to commercial demands.

بسیاری از هنرمندان از چاپیدن برای تقاضای تجاری امتناع می‌کنند.

the campaign was criticized for pandering to voters' fears.

کمپین به خاطر چاپیدن ترس‌های رای‌دهندگان مورد انتقاد قرار گرفت.

she felt that pandering to critics was not the way to create art.

او احساس می‌کرد که چاپیدن منتقدان راهی برای خلق هنر نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید