| شکل سوم شخص مفرد | personates |
| صفت یا فعل حال استمراری | personating |
| زمان گذشته | personated |
| قسمت سوم فعل | personated |
personate someone
شخصیت دادن به کسی
personate a character
شخصیت دادن به یک شخصیت
personate an actor
شخصیت دادن به یک بازیگر
personate a celebrity
شخصیت دادن به یک چهره مشهور
personate a user
شخصیت دادن به یک کاربر
personate a friend
شخصیت دادن به یک دوست
personate a leader
شخصیت دادن به یک رهبر
personate a spy
شخصیت دادن به یک جاسوس
personate an official
شخصیت دادن به یک مقام مسئول
personate a role
شخصیت دادن به یک نقش
he tried to personate a famous actor at the party.
او سعی کرد یک بازیگر مشهور را در مهمانی تقلید کند.
it's illegal to personate someone else online.
تقلید از شخص دیگری به صورت آنلاین غیرقانونی است.
she could easily personate her friend with that costume.
او به راحتی میتوانست دوست خود را با آن لباس تقلید کند.
he was caught trying to personate a police officer.
او در حال تلاش برای تقلید از یک افسر پلیس دستگیر شد.
in the play, she had to personate several characters.
در نمایش، او مجبور شد چندین شخصیت را تقلید کند.
to personate a celebrity requires a lot of skill.
تقلید از یک مشهور به مهارت زیادی نیاز دارد.
he enjoys personating historical figures during reenactments.
او از تقلید از چهرههای تاریخی در بازسازیها لذت میبرد.
many people can personate their favorite cartoon characters.
بسیاری از مردم میتوانند شخصیتهای کارتونی مورد علاقه خود را تقلید کنند.
to personate effectively, you must study the mannerisms.
برای تقلید موثر، باید رفتارها را مطالعه کنید.
he was able to personate his boss convincingly.
او توانست به طور قانع کننده از رئیس خود تقلید کند.
personate someone
شخصیت دادن به کسی
personate a character
شخصیت دادن به یک شخصیت
personate an actor
شخصیت دادن به یک بازیگر
personate a celebrity
شخصیت دادن به یک چهره مشهور
personate a user
شخصیت دادن به یک کاربر
personate a friend
شخصیت دادن به یک دوست
personate a leader
شخصیت دادن به یک رهبر
personate a spy
شخصیت دادن به یک جاسوس
personate an official
شخصیت دادن به یک مقام مسئول
personate a role
شخصیت دادن به یک نقش
he tried to personate a famous actor at the party.
او سعی کرد یک بازیگر مشهور را در مهمانی تقلید کند.
it's illegal to personate someone else online.
تقلید از شخص دیگری به صورت آنلاین غیرقانونی است.
she could easily personate her friend with that costume.
او به راحتی میتوانست دوست خود را با آن لباس تقلید کند.
he was caught trying to personate a police officer.
او در حال تلاش برای تقلید از یک افسر پلیس دستگیر شد.
in the play, she had to personate several characters.
در نمایش، او مجبور شد چندین شخصیت را تقلید کند.
to personate a celebrity requires a lot of skill.
تقلید از یک مشهور به مهارت زیادی نیاز دارد.
he enjoys personating historical figures during reenactments.
او از تقلید از چهرههای تاریخی در بازسازیها لذت میبرد.
many people can personate their favorite cartoon characters.
بسیاری از مردم میتوانند شخصیتهای کارتونی مورد علاقه خود را تقلید کنند.
to personate effectively, you must study the mannerisms.
برای تقلید موثر، باید رفتارها را مطالعه کنید.
he was able to personate his boss convincingly.
او توانست به طور قانع کننده از رئیس خود تقلید کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید