perturb

[ایالات متحده]/pə'tɜːb/
[بریتانیا]/pɚ'tɝb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. باعث نگرانی یا بی‌قراری کسی شدن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریperturbing
قسمت سوم فعلperturbed
زمان گذشتهperturbed
شکل سوم شخص مفردperturbs
جمعperturbs

عبارات و ترکیب‌ها

feel perturbed

احساس پریشانی

slightly perturb

کمی پریشان کردن

deeply perturbed

به شدت پریشان

perturb the peace

آرامش را مختل کردن

greatly perturbed

بسیار پریشان

جملات نمونه

they were perturbed by her capricious behaviour.

آنها از رفتار متغیر او نگران بودند.

Mother was much perturbed by my illness.

مادر به شدت نگران بیماری من بود.

stellar passings can perturb the orbits of comets.

عبور ستارگان می‌تواند مدارهای دنباله‌دارها را مختل کند.

nuclear weapons could be used to perturb the orbit of an asteroid.

می‌توان از سلاح‌های هسته‌ای برای مختل کردن مدار یک سیارک استفاده کرد.

I am deeply perturbed by the alarming way the situation developing.

من به شدت نگران نحوه پیشرفت وضعیت هستم.

The first hyperpolarizability and molecular frontier orbit properties of barbituric acid derivatives are studied at HF/6-31G level by coupled perturbed Hartree-Fock (CPHF) method.

ویژگی‌های hyperpolarizability و مدارهای مرزی مولکولی مشتقات اسید باربیتوریک در سطح HF/6-31G با استفاده از روش coupled perturbed Hartree-Fock (CPHF) مورد مطالعه قرار می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید