pestered me
آزار داد من
pestered him
آزار داد او (مرد)
pestered her
آزار داد او (زن)
pestered us
آزار داد ما
pestered them
آزار داد آنها
pestered constantly
به طور مداوم آزار داد
pestered endlessly
بی وقفه آزار داد
pestered daily
روزانه آزار داد
pestered repeatedly
به طور مکرر آزار داد
pestered annoyingly
به طور آزاردهنده آزار داد
she pestered her parents for a new phone.
او برای یک تلفن جدید والدین خود را آزار میداد.
the kids pestered their teacher with questions.
کودکان با سوالات معلم خود را آزار میدادند.
he was pestered by his friends to join the game.
دوستان او را برای پیوستن به بازی آزار میدادند.
she felt pestered by constant phone calls.
او احساس میکرد که به دلیل تماسهای تلفنی مداوم آزار داده میشود.
the dog pestered its owner for attention.
سگ صاحب خود را برای جلب توجه آزار میداد.
he pestered her until she agreed to go out.
او او را تا زمانی که قبول کرد بیرون برود آزار داد.
they pestered the manager for updates on the project.
آنها مدیر را برای دریافت بهروزرسانی در مورد پروژه آزار دادند.
she was pestered by her siblings to play with them.
خواهر و برادرانش برای بازی با آنها او را آزار میدادند.
he pestered his boss for a raise.
او برای افزایش حقوق رئیس خود را آزار داد.
the cat pestered me for food.
گربه برای غذا من را آزار میداد.
pestered me
آزار داد من
pestered him
آزار داد او (مرد)
pestered her
آزار داد او (زن)
pestered us
آزار داد ما
pestered them
آزار داد آنها
pestered constantly
به طور مداوم آزار داد
pestered endlessly
بی وقفه آزار داد
pestered daily
روزانه آزار داد
pestered repeatedly
به طور مکرر آزار داد
pestered annoyingly
به طور آزاردهنده آزار داد
she pestered her parents for a new phone.
او برای یک تلفن جدید والدین خود را آزار میداد.
the kids pestered their teacher with questions.
کودکان با سوالات معلم خود را آزار میدادند.
he was pestered by his friends to join the game.
دوستان او را برای پیوستن به بازی آزار میدادند.
she felt pestered by constant phone calls.
او احساس میکرد که به دلیل تماسهای تلفنی مداوم آزار داده میشود.
the dog pestered its owner for attention.
سگ صاحب خود را برای جلب توجه آزار میداد.
he pestered her until she agreed to go out.
او او را تا زمانی که قبول کرد بیرون برود آزار داد.
they pestered the manager for updates on the project.
آنها مدیر را برای دریافت بهروزرسانی در مورد پروژه آزار دادند.
she was pestered by her siblings to play with them.
خواهر و برادرانش برای بازی با آنها او را آزار میدادند.
he pestered his boss for a raise.
او برای افزایش حقوق رئیس خود را آزار داد.
the cat pestered me for food.
گربه برای غذا من را آزار میداد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید