pestered

[ایالات متحده]/ˈpɛstəd/
[بریتانیا]/ˈpɛstərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور مداوم کسی را آزار دادن یا مزاحم شدن

عبارات و ترکیب‌ها

pestered me

آزار داد من

pestered him

آزار داد او (مرد)

pestered her

آزار داد او (زن)

pestered us

آزار داد ما

pestered them

آزار داد آنها

pestered constantly

به طور مداوم آزار داد

pestered endlessly

بی وقفه آزار داد

pestered daily

روزانه آزار داد

pestered repeatedly

به طور مکرر آزار داد

pestered annoyingly

به طور آزاردهنده آزار داد

جملات نمونه

she pestered her parents for a new phone.

او برای یک تلفن جدید والدین خود را آزار می‌داد.

the kids pestered their teacher with questions.

کودکان با سوالات معلم خود را آزار می‌دادند.

he was pestered by his friends to join the game.

دوستان او را برای پیوستن به بازی آزار می‌دادند.

she felt pestered by constant phone calls.

او احساس می‌کرد که به دلیل تماس‌های تلفنی مداوم آزار داده می‌شود.

the dog pestered its owner for attention.

سگ صاحب خود را برای جلب توجه آزار می‌داد.

he pestered her until she agreed to go out.

او او را تا زمانی که قبول کرد بیرون برود آزار داد.

they pestered the manager for updates on the project.

آنها مدیر را برای دریافت به‌روزرسانی در مورد پروژه آزار دادند.

she was pestered by her siblings to play with them.

خواهر و برادرانش برای بازی با آنها او را آزار می‌دادند.

he pestered his boss for a raise.

او برای افزایش حقوق رئیس خود را آزار داد.

the cat pestered me for food.

گربه برای غذا من را آزار می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید