petrify

[ایالات متحده]/ˈpetrɪfaɪ/
[بریتانیا]/ˈpetrɪfaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به سنگ تبدیل شدن؛ دچار شوک یا فلج کردن با ترس
vt. به سنگ تبدیل کردن؛ دچار شوک یا فلج کردن با ترس
Word Forms
شکل سوم شخص مفردpetrifies
صفت یا فعل حال استمراریpetrifying
قسمت سوم فعلpetrified
زمان گذشتهpetrified

جملات نمونه

The horror movie petrified the audience.

فیلم ترسناک باعث شد مخاطبان دچار ترس شوند.

The thought of speaking in public petrifies me.

فکر صحبت کردن در جمع من را می‌ترساند.

Her icy stare petrified him with fear.

نگاه یخی او او را از ترس دچار وحشت کرد.

The sudden loud noise petrified the cat.

صدای بلند ناگهانی گربه را می‌ترساند.

The ancient ruins petrify visitors with their grandeur.

آثار باستانی با شکوه خود بازدیدکنندگان را متحیر و ترسناک می کند.

His intense gaze petrified her in place.

نگاه شدید او باعث شد او در جا خشک شود.

The ghost stories told around the campfire petrified the children.

داستان‌های شبح که دور آتش گفته می‌شد، کودکان را می‌ترساند.

The idea of skydiving petrifies some people.

ایده‌ی پرش با چتر برای برخی افراد ترسناک است.

The dark alley at night petrified her as she walked through it.

پس‌کوچه‌ی تاریک در شب باعث شد او هنگام عبور از آن بترسد.

The silence in the haunted house petrified the group of friends.

سکوت در خانه‌ی تسخیر شده گروهی از دوستان را می‌ترساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید