horrify

[ایالات متحده]/'hɒrɪfaɪ/
[بریتانیا]/'hɔrə'fai/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. باعث شوک یا ترسیدن.
Word Forms
قسمت سوم فعلhorrified
زمان گذشتهhorrified
شکل سوم شخص مفردhorrifies
صفت یا فعل حال استمراریhorrifying

جملات نمونه

the results of a trade war are too horrifying to contemplate.

نتایج یک جنگ تجاری آنقدرها وحشتناک هستند که حتی فکر کردن به آنها هم ترسناک است.

the police were pricked into action by the horrifying sight.

صحنه وحشتناک باعث شد پلیس وارد عمل شود.

horrifying news that sent them into a panic.

اخبار وحشتناکی که باعث شد آنها دچار وحشت شوند.

The possibility of war is too horrifying to contemplate.

احتمال جنگ آنقدرها وحشتناک است که حتی فکر کردن به آن هم ترسناک است.

He went to great pains to show how horrifying the war was.

او برای نشان دادن وحشتناک بودن جنگ، درد زیادی متحمل شد.

He followed this up with a few horrifying anecdotes from his own past.

او این را با چند داستان وحشتناک از گذشته خود دنبال کرد.

He'll be able to use Mass Confusion, Soul Harvest, Firebomb, LocustSwarm and Horrify while also having abilities similar to the Necromancer from Diablo II, such as summoning pets.

او قادر خواهد بود از سردرگمی جمعی، برداشت روح، بمب آتشزا، زنبورعسل و وحشت استفاده کند در حالی که توانایی های مشابهی نیز با ساحر از Diablo II دارد، مانند احضار حیوان خانگی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید