philanderers

[ایالات متحده]/[ˈfɪlændər]/
[بریتانیا]/[ˈfɪləndər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسانی که وقت را روی امور بی‌اهمیت سپری می‌کنند؛ بی‌کارها؛ مردانی که در رابطه‌های جنسی غیررسمی یا غیرقانونی شرکت می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

avoid philanderers

پرهیز از خیانتکاران

exposing philanderers

آشکار کردن خیانتکاران

warned philanderers

هشدار دادن به خیانتکاران

philanderer's affair

علاقه خیانتکار

despising philanderers

زیان‌رسانی به خیانتکاران

catching philanderers

گرفتن خیانتکاران

judging philanderers

دستگیری خیانتکاران

shaming philanderers

شکنجه‌زدن خیانتکاران

avoiding philanderers

پرهیز از خیانتکاران

naming philanderers

نام‌گذاری خیانتکاران

جملات نمونه

the aging king was notorious among his court as a prolific philanderer.

پادشاه پیر، به دلیل عادت به خیانت در روابط زناشویی، در دایره حاشیه‌های دвор خود شناخته شده بود.

despite his reputation, the philanderers' wives remained surprisingly loyal.

در برابر شهرت خود، همسران خیانتکاران به طور شگفت‌آوری وفادار ماندند.

the novel depicted the downfall of a wealthy philanderer caught in a web of deceit.

رومان فروپاشی یک خیانتکار ثروتمند را که در یک شبکه از دروغ گرفتار شده بود، روایت می‌کرد.

his past as a philanderer haunted him, preventing him from finding true happiness.

گذشته‌اش به عنوان یک خیانتکار او را درد می‌زد و از او جلوگیری می‌کرد تا خوشبختی واقعی پیدا کند.

the gossip column detailed the scandalous affairs of several prominent philanderers.

سیاستمداران خیانتکار معروف را در امور گسترده‌ای که اخبار گوشه‌گویی آن را تفصیل می‌کرد.

she warned her daughter about the dangers of marrying a confirmed philanderer.

او به دخترش هشدار داد که خطرات ازدواج با یک خیانتکار تأیید شده را درک کند.

the play satirized the behavior of wealthy philanderers and their mistresses.

نمایش به رفتار خیانتکاران ثروتمند و عشاقشان تمسخر کرد.

he was a charming philanderer, skilled at manipulating those around him.

او یک خیانتکار جذاب بود که مهارت داشت تا اطرافیانش را کنترل کند.

the community ostracized the philanderer after his affair became public knowledge.

جامعه خیانتکار را پس از آنکه علاقه‌مندی‌اش به اطلاع عموم رسید، از بین رفت.

the philanderers often used their wealth to buy the silence of their victims.

خیانتکاران اغلب ثروت خود را برای خاموش کردن ضحاianشان استفاده می‌کردند.

the historian examined the lives of several notorious philanderers throughout history.

تاریخ‌نگار زندگی چندین خیانتکار شاخص در طول تاریخ را مورد بررسی قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید