pizzazz

[ایالات متحده]/pɪˈzæz/
[بریتانیا]/pɪˈzæz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انرژی، ذوق یا سبک؛ جذابیت و کشش
Word Forms
جمعpizzazzs

عبارات و ترکیب‌ها

add pizzazz

اضافه کردن جذابیت

pizzazz factor

عامل جذابیت

pizzazz style

سبک جذابیت

pizzazz touch

لمس جذابیت

pizzazz appeal

جاذبه جذابیت

pizzazz moment

لحظه جذابیت

pizzazz look

ظاهر جذابیت

pizzazz vibe

فضای جذابیت

pizzazz event

رویداد جذابیت

pizzazz presentation

ارائه جذابیت

جملات نمونه

her dress had so much pizzazz that everyone noticed her at the party.

لباس او آنقدر جذابیت داشت که همه او را در مهمانی متوجه شدند.

the performance lacked pizzazz, leaving the audience unimpressed.

اجرا فاقد جذابیت بود و باعث شد مخاطبان تحت تأثیر قرار نگیرند.

adding some pizzazz to your presentation can make it more engaging.

افزودن کمی جذابیت به ارائه شما می تواند آن را جذاب تر کند.

his personality is full of pizzazz, making him the life of the party.

شخصیت او پر از جذابیت است و او را به روح مهمانی تبدیل می کند.

the new restaurant decor adds a touch of pizzazz to the dining experience.

دکوراسیون جدید رستوران، جذابیت خاصی به تجربه غذا خوردن می بخشد.

she always knows how to add pizzazz to her cooking.

او همیشه می داند چگونه جذابیت را به آشپزی خود اضافه کند.

the fashion show was filled with designs that had pizzazz and flair.

نمایش مد پر از طرح هایی بود که جذابیت و سبک خاصی داشتند.

to make your speech memorable, sprinkle in some pizzazz.

برای اینکه سخنرانی شما به یاد ماندنی باشد، کمی جذابیت به آن اضافه کنید.

her artwork is vibrant and full of pizzazz.

هنر او پر جنب و جوش و پر از جذابیت است.

the event was a success, thanks to the pizzazz of the entertainment.

این رویداد به لطف جذابیت سرگرمی موفقیت آمیز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید