plushly decorated
زیباییهای نرم
plushly seated
بهصورت نرم نشستن
plushly lit
نورپردازی نرم
plushly appointed
تجهیزات نرم
living plushly
زندگی نرم
plushly wrapped
پیچیده شدن نرم
plushly cushioned
نرمپشتیشده
plushly soft
نرمتر از پیش
feeling plushly
احساس نرمی
plushly covered
پوشیده شدن نرم
the armchair was plushly upholstered in velvet.
کرسي دستبند با پوست گردو به طور راحت در کرسي نشست.
she settled plushly into the oversized sofa.
او راحت در نشستن به چارخه بزرگ نشست.
the hotel room was plushly decorated with silk curtains.
اتاق هتل با دکوراسیون راحت و پردههای جورابی تزیین شده بود.
he described the restaurant as plushly appointed.
او رستوران را به عنوان مجهز به راحتی توصیف کرد.
the theater seats were plushly cushioned for comfort.
صندلیهای سینما برای راحتی با پرتوانهای راحت تجهیز شده بودند.
the living room was plushly furnished with antiques.
اتاق نشیمن با مبلمان راحت و آنتیک تزیین شده بود.
the car's interior was plushly lined with leather.
داخل ماشین با پوست گوشتی راحت پوشیده شده بود.
the suite was plushly equipped with luxurious amenities.
این دوآُبی با امکانات لوکس و راحت تجهیز شده بود.
the boutique offered plushly soft cashmere scarves.
این فروشگاه گوشیهای گرم و راحت از نخ گردو ارائه میداد.
the room was plushly lit with warm, ambient light.
اتاق با روشنایی گرم و محیطی راحت روشن شده بود.
the bed was plushly covered with a down comforter.
خوابگاه با یک تختپشت گرم و راحت پوشیده شده بود.
plushly decorated
زیباییهای نرم
plushly seated
بهصورت نرم نشستن
plushly lit
نورپردازی نرم
plushly appointed
تجهیزات نرم
living plushly
زندگی نرم
plushly wrapped
پیچیده شدن نرم
plushly cushioned
نرمپشتیشده
plushly soft
نرمتر از پیش
feeling plushly
احساس نرمی
plushly covered
پوشیده شدن نرم
the armchair was plushly upholstered in velvet.
کرسي دستبند با پوست گردو به طور راحت در کرسي نشست.
she settled plushly into the oversized sofa.
او راحت در نشستن به چارخه بزرگ نشست.
the hotel room was plushly decorated with silk curtains.
اتاق هتل با دکوراسیون راحت و پردههای جورابی تزیین شده بود.
he described the restaurant as plushly appointed.
او رستوران را به عنوان مجهز به راحتی توصیف کرد.
the theater seats were plushly cushioned for comfort.
صندلیهای سینما برای راحتی با پرتوانهای راحت تجهیز شده بودند.
the living room was plushly furnished with antiques.
اتاق نشیمن با مبلمان راحت و آنتیک تزیین شده بود.
the car's interior was plushly lined with leather.
داخل ماشین با پوست گوشتی راحت پوشیده شده بود.
the suite was plushly equipped with luxurious amenities.
این دوآُبی با امکانات لوکس و راحت تجهیز شده بود.
the boutique offered plushly soft cashmere scarves.
این فروشگاه گوشیهای گرم و راحت از نخ گردو ارائه میداد.
the room was plushly lit with warm, ambient light.
اتاق با روشنایی گرم و محیطی راحت روشن شده بود.
the bed was plushly covered with a down comforter.
خوابگاه با یک تختپشت گرم و راحت پوشیده شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید