popularise

[ایالات متحده]/'pɒpjʊləraɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور گسترده محبوب یا پذیرفته شده است; ترویج استفاده یا پذیرش گسترده; دسترسی را آسان تر کنید

جملات نمونه

The company is trying to popularise its new products.

شرکت در تلاش است تا محصولات جدید خود را محبوب کند.

Shoe-throwing as an act of protest was popularised in December by Muntadhar al-Zeidi, an Iraqi journalist, who threw his brogues at George W.

پرتاب کفش به عنوان یک اقدام اعتراضی در دسامبر توسط منتظر الزیدی، یک روزنامه‌نگار عراقی، که کفشش را به سمت جورج دبلیو پرتاب کرد، محبوب شد.

Radio and TV stations popularise Christmas by broadcasting Christmas carols and Christmas songs, including classical music such as the Hallelujah chorus from Handel's The Messiah.

شبکه های رادیویی و تلویزیونی با پخش ترانه های کریسمس و آهنگ های کریسمس، از جمله موسیقی کلاسیک مانند تابلوی هاله لویا از مسح مسیح هاندل، کریسمس را محبوب می سازند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید