portionable

[ایالات متحده]/ˈpɔːʃənəbl/
[بریتانیا]/ˈpɔːrʃənəbl/

ترجمه

adj. قابل تقسیم یا توزیع به قسمت‌ها؛ قابل تقسیم.

عبارات و ترکیب‌ها

portionable assets

ارزش‌های قابل تقسیم

portionable income

درآمدهای قابل تقسیم

portionable funds

资金额

portionable surplus

اضافه‌نیز قابل تقسیم

easily portionable

قابل تقسیم به راحتی

portionable quantities

مقدارهای قابل تقسیم

portionable shares

سهم‌های قابل تقسیم

not portionable

غیرقابل تقسیم

جملات نمونه

these portionable containers make meal prep efficient for busy professionals.

این ظروف قابل تقسیم کردن باعث می‌شوند که آماده‌سازی غذا برای افراد مشغول به کار باشد.

the restaurant offers portionable appetizers that are perfect for sharing.

این رستوران ساندویچ‌های قابل تقسیم کردن را ارائه می‌دهد که برای به اشتراک گذاشتن کامل است.

parents appreciate portionable snacks that help control children's portion sizes.

والدین از نمونه‌های غذایی قابل تقسیم کردن که به کنترل میزان غذا کودکان کمک می‌کنند، لذت می‌برند.

this recipe is highly portionable and can be easily divided for meal prepping.

این رецپت به طور کامل قابل تقسیم کردن است و برای آماده‌سازی غذا به راحتی قابل تقسیم است.

the bakery sells portionable pastries in convenient individual servings.

بیکری این نان‌های قابل تقسیم کردن را در سرویس‌های فردی مفید به فروش می‌رساند.

our portionable meal kits come with everything needed for a balanced dinner.

کیت‌های غذایی ما که قابل تقسیم کردن هستند، همه چیزی را که برای یک غذای متوازن نیاز است، شامل می‌شود.

the company developed portionable packaging to reduce food waste in households.

شرکت بسته‌بندی قابل تقسیم کردن را توسعه داد تا زباله غذایی در خانواده‌ها کاهش یابد.

gym goers favor these portionable protein bars for post-workout nutrition.

کسانی که به سالن ورزشی می‌روند، این میوه‌های پروتئینی قابل تقسیم کردن را برای تغذیه پس از ورزش می‌پسندند.

these portionable cheese selections allow guests to sample multiple varieties.

این انتخاب‌های قابل تقسیم کردن پنیه، به مهمانان اجازه می‌دهد تا چند نوع مختلف را تجربه کنند.

the catering service provides portionable options for events with diverse dietary needs.

خدمت تامین غذا گزینه‌های قابل تقسیم کردن را برای رویدادهایی با نیازهای غذایی متنوع ارائه می‌دهد.

budget-conscious families find these portionable grocery items offer excellent value.

خانواده‌هایی که به دنبال صرفه‌جویی در بودجه هستند، این محصولات قابل تقسیم کردن فروشگاهی را با ارزش بسیار خوب می‌یابند.

the chef designed a portionable tasting menu with smaller courses throughout the evening.

شکیف یک منوی تذوق قابل تقسیم کردن را طراحی کرد که در طول شب با دوره‌های کوچک‌تر ارائه می‌شود.

schools find these portionable lunch options help reduce food waste among students.

مدارس می‌یابند که این گزینه‌های غذایی قابل تقسیم کردن به کاهش زباله غذایی در میان دانش‌آموزان کمک می‌کنند.

the frozen food company introduced portionable dinners for individuals living alone.

شرکت غذای یخ‌زده یک غذای قابل تقسیم کردن را برای افرادی که به تنهایی زندگی می‌کنند، معرفی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید