pressured situation
وضعیت تحت فشار
pressured decision
تصمیم تحت فشار
pressured environment
محیط تحت فشار
pressured sales
فروش تحت فشار
pressured time
زمان تحت فشار
pressured choice
انتخاب تحت فشار
pressured performance
عملکرد تحت فشار
pressured negotiation
مذاکره تحت فشار
pressured task
وظیفه تحت فشار
pressured deadline
مهلت نهایی تحت فشار
she felt pressured to meet the deadline.
او احساس میکرد تحت فشار است تا مهلت مقرر را رعایت کند.
he was pressured by his boss to work overtime.
او از طرف رئیسش تحت فشار بود تا اضافه کار کند.
the students are often pressured to achieve high grades.
دانشجویان اغلب تحت فشار هستند تا نمرات بالا کسب کنند.
many athletes are pressured to perform at their best.
بسیاری از ورزشکاران تحت فشار هستند تا بهترین عملکرد خود را داشته باشند.
she felt pressured to conform to social expectations.
او احساس میکرد تحت فشار است تا با انتظارات اجتماعی مطابقت کند.
he was pressured into making a quick decision.
او تحت فشار قرار گرفت تا تصمیم سریعی بگیرد.
they are pressured by peers to engage in risky behavior.
آنها از طرف همسالانشان تحت فشار هستند تا در رفتارهای پرخطر شرکت کنند.
feeling pressured can lead to stress and anxiety.
احساس فشار میتواند منجر به استرس و اضطراب شود.
she often pressures herself to be perfect.
او اغلب خودش را تحت فشار قرار میدهد تا بینقص باشد.
he was pressured by the media to share his story.
او از طرف رسانهها تحت فشار بود تا داستان خود را به اشتراک بگذارد.
pressured situation
وضعیت تحت فشار
pressured decision
تصمیم تحت فشار
pressured environment
محیط تحت فشار
pressured sales
فروش تحت فشار
pressured time
زمان تحت فشار
pressured choice
انتخاب تحت فشار
pressured performance
عملکرد تحت فشار
pressured negotiation
مذاکره تحت فشار
pressured task
وظیفه تحت فشار
pressured deadline
مهلت نهایی تحت فشار
she felt pressured to meet the deadline.
او احساس میکرد تحت فشار است تا مهلت مقرر را رعایت کند.
he was pressured by his boss to work overtime.
او از طرف رئیسش تحت فشار بود تا اضافه کار کند.
the students are often pressured to achieve high grades.
دانشجویان اغلب تحت فشار هستند تا نمرات بالا کسب کنند.
many athletes are pressured to perform at their best.
بسیاری از ورزشکاران تحت فشار هستند تا بهترین عملکرد خود را داشته باشند.
she felt pressured to conform to social expectations.
او احساس میکرد تحت فشار است تا با انتظارات اجتماعی مطابقت کند.
he was pressured into making a quick decision.
او تحت فشار قرار گرفت تا تصمیم سریعی بگیرد.
they are pressured by peers to engage in risky behavior.
آنها از طرف همسالانشان تحت فشار هستند تا در رفتارهای پرخطر شرکت کنند.
feeling pressured can lead to stress and anxiety.
احساس فشار میتواند منجر به استرس و اضطراب شود.
she often pressures herself to be perfect.
او اغلب خودش را تحت فشار قرار میدهد تا بینقص باشد.
he was pressured by the media to share his story.
او از طرف رسانهها تحت فشار بود تا داستان خود را به اشتراک بگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید