protracts

[ایالات متحده]/prəʊˈtrækts/
[بریتانیا]/proʊˈtrækts/

ترجمه

v. چیزی را طولانی یا به تأخیر انداختن

عبارات و ترکیب‌ها

protracts time

کشیدن طول زمان

protracts discussion

کشیدن بحث

protracts process

کشیدن روند

protracts conflict

کشیدن درگیری

protracts debate

کشیدن مناظره

protracts negotiations

کشیدن مذاکرات

protracts timeline

کشیدن جدول زمانی

protracts efforts

کشیدن تلاش‌ها

protracts engagement

کشیدن مشارکت

protracts attention

کشیدن توجه

جملات نمونه

the meeting protracts beyond the scheduled time.

جلسه بیش از زمان برنامه ریزی شده طول می کشد.

his explanation protracts the discussion unnecessarily.

توضیحات او بحث را به طور غیرضروری طولانی می کند.

protracting the negotiations can lead to frustration.

کشیدن مذاکرات می تواند منجر به ناامیدی شود.

she protracts her decision-making process.

او روند تصمیم گیری خود را طولانی می کند.

protracting the deadline will not help the project.

کشیدن مهلت ضرب الاجل به پروژه کمک نمی کند.

they often protract their arguments without resolution.

آنها اغلب بحث های خود را بدون رسیدن به نتیجه طولانی می کنند.

protracting the process can lead to missed opportunities.

کشیدن روند می تواند منجر به از دست دادن فرصت ها شود.

the teacher protracts the lesson to cover more material.

معلم درس را طولانی می کند تا مطالب بیشتری را پوشش دهد.

protracting the timeline can affect team morale.

کشیدن جدول زمانی می تواند بر روحیه تیم تأثیر بگذارد.

he tends to protract his responses during interviews.

او معمولاً پاسخ های خود را در طول مصاحبه طولانی می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید