pudginesses

[ایالات متحده]/'pʌdʒɪnəsɪz/
[بریتانیا]/'pʌdʒɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت چاق بودن

عبارات و ترکیب‌ها

pudginesses are cute

چاق بودنها بامزه هستند

embrace the pudginesses

چاق بودنها را در آغوش بگیرید

pudginesses bring joy

چاق بودنها شادی می آورند

celebrate the pudginesses

چاق بودنها را جشن بگیرید

pudginesses are charming

چاق بودنها جذاب هستند

pudginesses in fashion

چاق بودنها در مد

pudginesses and happiness

چاق بودنها و شادی

appreciate the pudginesses

چاق بودنها را ارزیابی کنید

pudginesses are fun

چاق بودنها سرگرم کننده هستند

pudginesses in pets

چاق بودنها در حیوانات خانگی

جملات نمونه

her pudginesses made her look adorable in the photos.

چاق بودن او باعث می‌شد در عکس‌ها دوست‌داشتنی به نظر برسد.

the pudginesses of the kittens made them irresistible.

چاق بودن بچه گربه‌ها آن‌ها را غیرقابل مقاومت می‌کرد.

he joked about his pudginesses during the gathering.

او در طول گردهمایی درباره چاق بودنش شوخی کرد.

her pudginesses were a sign of her love for food.

چاق بودن او نشان‌دهنده عشق او به غذا بود.

people often complimented her pudginesses as charming.

افراد اغلب چاق بودن او را به عنوان جذاب تعریف می‌کردند.

he embraced his pudginesses and felt confident.

او چاق بودن خود را پذیرفت و احساس اعتماد به نفس کرد.

the pudginesses of the pastries caught my attention.

چاق بودن شیرینی‌ها توجه من را جلب کرد.

she laughed about her pudginesses while trying on clothes.

او در حالی که لباس می‌پوشید درباره چاق بودنش خندید.

his pudginesses were often a topic of light-hearted banter.

چاق بودن او اغلب موضوع شوخی‌های سبک بود.

the pudginesses of the puppies made everyone smile.

چاق بودن توله‌سگ‌ها باعث لبخند همه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید