purveyor

[ایالات متحده]/pə'veiə/
[بریتانیا]/pɚˈveɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیمانکار; تأمین‌کننده غذا; شخص یا شرکتی که خدمات ارائه می‌دهد.
Word Forms
جمعpurveyors

جملات نمونه

a purveyor of lies.

یک دلال دروغ

He is a purveyor of fine wines.

او یک عرضه کننده شراب های خوب است.

The company is a purveyor of luxury goods.

شرکت یک عرضه کننده کالاهای لوکس است.

She is a purveyor of gourmet chocolates.

او یک عرضه کننده شکلات های خوشمزه است.

The restaurant prides itself on being a purveyor of fresh seafood.

رستوران به ارائه غذاهای دریایی تازه افتخار می کند.

As a purveyor of organic produce, they only sell locally sourced fruits and vegetables.

به عنوان یک عرضه کننده محصولات ارگانیک، آنها فقط میوه ها و سبزیجات محلی تهیه می کنند.

The boutique is known as a purveyor of unique handmade jewelry pieces.

این بوتیک به عنوان یک عرضه کننده جواهرات دست ساز منحصر به فرد شناخته شده است.

He has established himself as a purveyor of vintage clothing.

او خود را به عنوان یک عرضه کننده لباس های قدیمی معرفی کرده است.

The online store acts as a purveyor of eco-friendly products.

فروشگاه آنلاین به عنوان یک عرضه کننده محصولات سازگار با محیط زیست عمل می کند.

The local bakery is a purveyor of freshly baked bread and pastries.

نانسازه محلی یک عرضه کننده نان و شیرینی تازه است.

She has become a trusted purveyor of skincare products in the beauty industry.

او به یک عرضه کننده مورد اعتماد محصولات مراقبت از پوست در صنعت زیبایی تبدیل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید