quirkily charming
جذاب و عجیب
quirkily unique
منحصر به فرد و عجیب
quirkily funny
خنده دار و عجیب
quirkily designed
طراحی عجیب و غریب
quirkily dressed
پوشیده شده به روش عجیب و غریب
quirkily styled
به سبک عجیب و غریب
quirkily different
متفاوت و عجیب
quirkily playful
بازیگوش و عجیب
quirkily creative
خلاق و عجیب
quirkily insightful
بینشیار و عجیب
she dressed quirkily for the party.
او به طرز عجیب و غریبی برای مهمانی لباس پوشید.
he quirkily rearranged the furniture.
او مبلمان را به طرز عجیب و غریبی دوباره مرتب کرد.
they quirkily named their cat after a famous artist.
آنها به طرز عجیب و غریبی اسم گربه خود را به نام یک هنرمند مشهور گذاشتند.
the movie was quirkily entertaining.
فیلم به طرز عجیب و غریبی سرگرم کننده بود.
she quirkily decorated her room with vintage items.
او اتاق خود را به طرز عجیب و غریبی با وسایل قدیمی تزئین کرد.
he spoke quirkily, making everyone laugh.
او به طرز عجیب و غریبی صحبت کرد و همه را به خنده واداشت.
the artist's style is quirkily unique.
سبک هنرمند به طرز عجیب و غریبی منحصر به فرد است.
she quirkily combined flavors in her cooking.
او طعم ها را به طرز عجیب و غریبی در آشپزی خود ترکیب کرد.
he has a quirkily optimistic view of life.
او یک دیدگاه عجیب و غریب و خوش بینانه نسبت به زندگی دارد.
the book is quirkily written, full of humor.
کتاب به طرز عجیب و غریبی نوشته شده و پر از طنز است.
quirkily charming
جذاب و عجیب
quirkily unique
منحصر به فرد و عجیب
quirkily funny
خنده دار و عجیب
quirkily designed
طراحی عجیب و غریب
quirkily dressed
پوشیده شده به روش عجیب و غریب
quirkily styled
به سبک عجیب و غریب
quirkily different
متفاوت و عجیب
quirkily playful
بازیگوش و عجیب
quirkily creative
خلاق و عجیب
quirkily insightful
بینشیار و عجیب
she dressed quirkily for the party.
او به طرز عجیب و غریبی برای مهمانی لباس پوشید.
he quirkily rearranged the furniture.
او مبلمان را به طرز عجیب و غریبی دوباره مرتب کرد.
they quirkily named their cat after a famous artist.
آنها به طرز عجیب و غریبی اسم گربه خود را به نام یک هنرمند مشهور گذاشتند.
the movie was quirkily entertaining.
فیلم به طرز عجیب و غریبی سرگرم کننده بود.
she quirkily decorated her room with vintage items.
او اتاق خود را به طرز عجیب و غریبی با وسایل قدیمی تزئین کرد.
he spoke quirkily, making everyone laugh.
او به طرز عجیب و غریبی صحبت کرد و همه را به خنده واداشت.
the artist's style is quirkily unique.
سبک هنرمند به طرز عجیب و غریبی منحصر به فرد است.
she quirkily combined flavors in her cooking.
او طعم ها را به طرز عجیب و غریبی در آشپزی خود ترکیب کرد.
he has a quirkily optimistic view of life.
او یک دیدگاه عجیب و غریب و خوش بینانه نسبت به زندگی دارد.
the book is quirkily written, full of humor.
کتاب به طرز عجیب و غریبی نوشته شده و پر از طنز است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید