rapped

[ایالات متحده]/ræpt/
[بریتانیا]/ræpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ناگهان یا به طور تند گفتن؛ به طور تند در ملأ عام انتقاد کردن؛ چیزی را به طور بلند یا ناگهانی گفتن؛ به طور مکرر ضربه زدن یا کوبیدن

عبارات و ترکیب‌ها

rapped on door

ضربه زد به در

rapped about life

در مورد زندگی رپ کرد

rapped in blankets

در پتوها رپ کرد

rapped with joy

با خوشحالی رپ کرد

rapped for attention

برای جلب توجه رپ کرد

rapped with anger

با خشم رپ کرد

rapped on table

ضربه زد به میز

rapped in thought

در حال فکر کردن رپ کرد

rapped out loud

بلند رپ کرد

rapped his knuckles

به مچ دستش رپ کرد

جملات نمونه

he rapped on the door to get their attention.

او به منظور جلب توجه، به در ضربه زد.

the teacher rapped the desk to quiet the students.

معلم برای ساکت کردن دانش آموزان، روی میز ضربه زد.

she rapped out a quick rhythm on the table.

او یک ریتم سریع را روی میز نواخت.

he rapped his fingers on the steering wheel while waiting.

او در حالی که منتظر بود، انگشتانش را روی فرمان ماشین می‌زد.

the musician rapped about social issues in his song.

آهنگساز در آهنگ خود درباره مسائل اجتماعی صحبت کرد.

she rapped her knuckles against the window to see inside.

او برای دیدن داخل، مچ دست خود را به پنجره زد.

he rapped his way to fame with his unique style.

او با سبک منحصر به فرد خود به شهرت رسید.

the kids rapped their hands together in excitement.

کودکان از هیجان دست‌هایشان را به هم می‌زدند.

she rapped the lyrics perfectly during the performance.

او متن ترانه را به طور کامل در طول اجرا اجرا کرد.

they rapped about their experiences growing up in the city.

آنها درباره تجربیات خود در بزرگ شدن در شهر صحبت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید