re-liquefy gas
گاز را دوباره مایع کن
attempt to re-liquefy
سعي كن دوباره مایع كنی
re-liquefying process
فرآیند دوباره مایع كردن
re-liquefy quickly
به سرعت دوباره مایع كن
re-liquefy system
سیستم دوباره مایع كردن
re-liquefy plant
پیком دوباره مایع كردن
re-liquefy now
اكنون دوباره مایع كن
re-liquefy unit
واحد دوباره مایع كردن
re-liquefy efficiently
به طور موثر دوباره مایع كن
re-liquefy operation
عملیات دوباره مایع كردن
scientists are working to re-liquefy the natural gas for storage.
دانشمندان در حال کار برای مایع کردن مجدد گاز طبیعی برای ذخیره سازی هستند.
the process aims to re-liquefy the gas after it has vaporized.
این فرآیند به منظور مایع کردن مجدد گاز پس از تبخیر آن است.
it's crucial to efficiently re-liquefy the gas to minimize losses.
مایع کردن مجدد گاز به طور کارآمد بسیار حائز اهمیت است تا زیانهای کمینهای رخ دهد.
the plant's primary function is to re-liquefy imported lng.
وظیفه اصلی این نیروگاه مایع کردن مجدد گاز طبیعی مایع وارداتی است.
they needed to re-liquefy the gas to meet peak demand.
آنها نیاز داشتند گاز را مایع کنند تا تقاضای اوج را برآورده کنند.
the system allows for the re-liquefy of boil-off gas.
این سیستم امکان مایع کردن مجدد گاز تبخیر شده را فراهم میکند.
the goal is to re-liquefy the gas as quickly as possible.
هدف این است که گاز را به سرعت مایع کنند.
new technologies are being developed to improve re-liquefy efficiency.
فناوریهای جدیدی برای بهبود کارایی مایع کردن مجدد گاز توسعه مییابد.
the facility specializes in the re-liquefy of flared gas.
این مراکز در مایع کردن مجدد گاز احتراقی متخصص هستند.
careful monitoring is required during the re-liquefy process.
بررسی دقیق در طول فرآیند مایع کردن مجدد گاز ضروری است.
the project focuses on the cost-effective re-liquefy of gas.
این پروژه روی مایع کردن مجدد گاز به صورت مقرون به صرفه تمرکز دارد.
re-liquefy gas
گاز را دوباره مایع کن
attempt to re-liquefy
سعي كن دوباره مایع كنی
re-liquefying process
فرآیند دوباره مایع كردن
re-liquefy quickly
به سرعت دوباره مایع كن
re-liquefy system
سیستم دوباره مایع كردن
re-liquefy plant
پیком دوباره مایع كردن
re-liquefy now
اكنون دوباره مایع كن
re-liquefy unit
واحد دوباره مایع كردن
re-liquefy efficiently
به طور موثر دوباره مایع كن
re-liquefy operation
عملیات دوباره مایع كردن
scientists are working to re-liquefy the natural gas for storage.
دانشمندان در حال کار برای مایع کردن مجدد گاز طبیعی برای ذخیره سازی هستند.
the process aims to re-liquefy the gas after it has vaporized.
این فرآیند به منظور مایع کردن مجدد گاز پس از تبخیر آن است.
it's crucial to efficiently re-liquefy the gas to minimize losses.
مایع کردن مجدد گاز به طور کارآمد بسیار حائز اهمیت است تا زیانهای کمینهای رخ دهد.
the plant's primary function is to re-liquefy imported lng.
وظیفه اصلی این نیروگاه مایع کردن مجدد گاز طبیعی مایع وارداتی است.
they needed to re-liquefy the gas to meet peak demand.
آنها نیاز داشتند گاز را مایع کنند تا تقاضای اوج را برآورده کنند.
the system allows for the re-liquefy of boil-off gas.
این سیستم امکان مایع کردن مجدد گاز تبخیر شده را فراهم میکند.
the goal is to re-liquefy the gas as quickly as possible.
هدف این است که گاز را به سرعت مایع کنند.
new technologies are being developed to improve re-liquefy efficiency.
فناوریهای جدیدی برای بهبود کارایی مایع کردن مجدد گاز توسعه مییابد.
the facility specializes in the re-liquefy of flared gas.
این مراکز در مایع کردن مجدد گاز احتراقی متخصص هستند.
careful monitoring is required during the re-liquefy process.
بررسی دقیق در طول فرآیند مایع کردن مجدد گاز ضروری است.
the project focuses on the cost-effective re-liquefy of gas.
این پروژه روی مایع کردن مجدد گاز به صورت مقرون به صرفه تمرکز دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید