achieve

[ایالات متحده]/ə'tʃiːv/
[بریتانیا]/ə'tʃiv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به دست آوردن، کسب کردن، انجام دادن، رسیدن، کامل کردن.
Word Forms
قسمت سوم فعلachieved
صفت یا فعل حال استمراریachieving
زمان گذشتهachieved
شکل سوم شخص مفردachieves

عبارات و ترکیب‌ها

achieve success

دستیابی به موفقیت

achieve a goal

دستیابی به یک هدف

achieve greatness

دستیابی به عظمت

achieve a dream

دستیابی به یک رویا

achieve one's goals

دستیابی به اهداف خود

جملات نمونه

achieve unanimity through consultation

از طریق مشاوره به اجماع دست یابیم

our primary aim is to achieve financial discipline.

هدف اصلی ما دستیابی به انضباط مالی است.

we achieve little by brute force.

ما با زور و خشونت کم به دست می‌آوریم.

This will help us achieve modernization.

این به ما کمک خواهد کرد تا به مدرنیزاسیون دست یابیم.

achieve a six minute mile

دستیابی به یک مایل شش دقیقه‌ای

Only practice can achieve mastery.

فقط تمرین می‌تواند به تسلط منجر شود.

They will stop at nothing to achieve their aims.

آنها برای دستیابی به اهدافشان از هیچ چیزی دریغ نخواهند کرد.

He achieved great triumphs.

او به پیروزی‌های بزرگی دست یافت.

The firm soon achieved complete dominance in the marketplace.

این شرکت به زودی به تسلط کامل در بازار دست یافت.

Our aim is to achieve greater market penetration.

هدف ما دستیابی به نفوذ بیشتر در بازار است.

sorcerers use spells to achieve their fell ends.

جادوگران از جادوها برای دستیابی به اهداف شوم خود استفاده می‌کنند.

exactly what the company hopes to achieve is still foggy.

دقیقاً آنچه شرکت امیدوار است به دست آورد هنوز مبهم است.

government policies to achieve freedom from want.

سیاست‌های دولتی برای دستیابی به آزادی از نیاز.

the system has achieved its objective.

سیستم به هدف خود دست یافته است.

parliament may insert a privative clause to achieve this result.

پارلمان ممکن است یک بند خصوصی درج کند تا به این نتیجه دست یابد.

the allies have achieved air superiority.

متفقین برتری هوایی را به دست آورده‌اند.

He achieved because he was a hard worker.

او به موفقیت رسید زیرا کارگر سخت‌کوشی بود.

Faith can move mountains (= achieve the impossible) .

ایمان می‌تواند کوه‌ها را جابجا کند (= دستیابی به غیرممکن).

نمونه‌های واقعی

Success is not achieved by sheer luck.

موفقیت تنها با شانس خالص به دست نمی‌آید.

منبع: Four-level vocabulary frequency weekly plan

This is how herd immunity is achieved.

این‌گونه ایمنی جمعی به دست می‌آید.

منبع: CNN 10 Student English January 2021 Collection

" Nothing great can every be achieved without enthusiasm" .

"هیچ چیز بزرگی بدون اشتیاق به دست نمی‌آید".

منبع: CNN 10 Student English October 2018 Collection

And that`s exactly what they`re trying to achieve.

و دقیقاً همین چیزی است که آنها سعی در به دست آوردن آن دارند.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

Then, you should develop a plan to achieve your objective.

سپس، شما باید برنامه‌ای برای دستیابی به هدف خود تهیه کنید.

منبع: Essential English Topics to Know for a Lifetime

Some students become complacent and proud after they have achieved a little result.

برخی از دانش‌آموزان پس از دستیابی به نتیجه‌ای کوچک، دچار رضایت کاذب و غرور می‌شوند.

منبع: Selected English short passages

Nothing can be achieved without perseverance.

بدون پشتکار هیچ چیزی به دست نمی‌آید.

منبع: Brave New World

In other words it can achieve economies of scale.

به عبارت دیگر، می‌تواند به صرفه‌جویی در مقیاس دست یابد.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 9

Many development plans will depend on whether peace is achieved.

بسیاری از برنامه‌های توسعه به این بستگی دارد که آیا صلح به دست می‌آید یا خیر.

منبع: NPR News December 2013 Compilation

Working together, there is no limit to what we can achieve.

با همکاری یکدیگر، هیچ محدودیتی برای آنچه می‌توانیم به دست آوریم وجود ندارد.

منبع: Cook's Speech Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید