realigns priorities
تطبیق مجدد اولویتها
realigns goals
تطبیق مجدد اهداف
realigns strategies
تطبیق مجدد استراتژیها
realigns focus
تطبیق مجدد تمرکز
realigns resources
تطبیق مجدد منابع
realigns efforts
تطبیق مجدد تلاشها
realigns teams
تطبیق مجدد تیمها
realigns values
تطبیق مجدد ارزشها
realigns processes
تطبیق مجدد فرآیندها
realigns vision
تطبیق مجدد چشمانداز
the company realigns its strategy to meet market demands.
شرکت استراتژی خود را برای پاسخگویی به نیازهای بازار دوباره تنظیم میکند.
she realigns her priorities after the unexpected event.
او اولویتهای خود را پس از وقایع غیرمنتظره دوباره تنظیم میکند.
the team realigns its goals for the upcoming project.
تیم اهداف خود را برای پروژه آتی دوباره تنظیم میکند.
he realigns his focus to improve productivity.
او تمرکز خود را برای افزایش بهرهوری دوباره تنظیم میکند.
the organization realigns its resources for better efficiency.
سازمان منابع خود را برای افزایش کارایی دوباره تنظیم میکند.
they realign their marketing efforts to attract new customers.
آنها تلاشهای بازاریابی خود را برای جذب مشتریان جدید دوباره تنظیم میکنند.
the school realigns its curriculum to enhance learning outcomes.
مدرسه برنامه درسی خود را برای بهبود نتایج یادگیری دوباره تنظیم میکند.
she realigns her work-life balance after the promotion.
او تعادل کار و زندگی خود را پس از ارتقا دوباره تنظیم میکند.
the project manager realigns the team’s tasks for better collaboration.
مدیر پروژه وظایف تیم را برای همکاری بهتر دوباره تنظیم میکند.
he realigns his financial goals to save for a new house.
او اهداف مالی خود را برای پسانداز برای یک خانه جدید دوباره تنظیم میکند.
realigns priorities
تطبیق مجدد اولویتها
realigns goals
تطبیق مجدد اهداف
realigns strategies
تطبیق مجدد استراتژیها
realigns focus
تطبیق مجدد تمرکز
realigns resources
تطبیق مجدد منابع
realigns efforts
تطبیق مجدد تلاشها
realigns teams
تطبیق مجدد تیمها
realigns values
تطبیق مجدد ارزشها
realigns processes
تطبیق مجدد فرآیندها
realigns vision
تطبیق مجدد چشمانداز
the company realigns its strategy to meet market demands.
شرکت استراتژی خود را برای پاسخگویی به نیازهای بازار دوباره تنظیم میکند.
she realigns her priorities after the unexpected event.
او اولویتهای خود را پس از وقایع غیرمنتظره دوباره تنظیم میکند.
the team realigns its goals for the upcoming project.
تیم اهداف خود را برای پروژه آتی دوباره تنظیم میکند.
he realigns his focus to improve productivity.
او تمرکز خود را برای افزایش بهرهوری دوباره تنظیم میکند.
the organization realigns its resources for better efficiency.
سازمان منابع خود را برای افزایش کارایی دوباره تنظیم میکند.
they realign their marketing efforts to attract new customers.
آنها تلاشهای بازاریابی خود را برای جذب مشتریان جدید دوباره تنظیم میکنند.
the school realigns its curriculum to enhance learning outcomes.
مدرسه برنامه درسی خود را برای بهبود نتایج یادگیری دوباره تنظیم میکند.
she realigns her work-life balance after the promotion.
او تعادل کار و زندگی خود را پس از ارتقا دوباره تنظیم میکند.
the project manager realigns the team’s tasks for better collaboration.
مدیر پروژه وظایف تیم را برای همکاری بهتر دوباره تنظیم میکند.
he realigns his financial goals to save for a new house.
او اهداف مالی خود را برای پسانداز برای یک خانه جدید دوباره تنظیم میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید