reappeared suddenly
ناگهان دوباره ظاهر شد
reappeared again
دوباره ظاهر شد
reappeared briefly
به طور خلاصه دوباره ظاهر شد
reappeared mysteriously
به طور مرموز دوباره ظاهر شد
reappeared unexpectedly
به طور غیرمنتظره دوباره ظاهر شد
reappeared quickly
به سرعت دوباره ظاهر شد
reappeared frequently
به طور مکرر دوباره ظاهر شد
reappeared later
بعداً دوباره ظاهر شد
reappeared in dreams
در رویاها دوباره ظاهر شد
the magician's trick reappeared to astonish the audience.
ترفند جادوگر دوباره ظاهر شد تا مخاطبان را شگفت زده کند.
after several years, the rare bird reappeared in the forest.
پس از چند سال، پرنده کمیاب دوباره در جنگل ظاهر شد.
the old photograph reappeared during the family reunion.
عکس قدیمی در زمان دیدار خانوادگی دوباره ظاهر شد.
his confidence reappeared after he practiced for weeks.
اعتماد به نفس او پس از هفته ها تمرین دوباره ظاهر شد.
the lost item finally reappeared under the couch.
شیء گمشده سرانجام زیر مبل دوباره ظاهر شد.
the comet is expected to reappear every 76 years.
پیش بینی می شود دنباله دار هر 76 سال دوباره ظاهر شود.
after the storm, the sun reappeared in the sky.
بعد از طوفان، خورشید دوباره در آسمان ظاهر شد.
the symptoms reappeared, prompting a visit to the doctor.
علائم دوباره ظاهر شدند و باعث شدند به پزشک مراجعه کنند.
as the fog lifted, the landscape reappeared before our eyes.
با رفع مه، مناظر دوباره در مقابل چشمان ما ظاهر شدند.
after the break, the issue reappeared in the discussion.
بعد از وقفه، این موضوع دوباره در بحث مطرح شد.
reappeared suddenly
ناگهان دوباره ظاهر شد
reappeared again
دوباره ظاهر شد
reappeared briefly
به طور خلاصه دوباره ظاهر شد
reappeared mysteriously
به طور مرموز دوباره ظاهر شد
reappeared unexpectedly
به طور غیرمنتظره دوباره ظاهر شد
reappeared quickly
به سرعت دوباره ظاهر شد
reappeared frequently
به طور مکرر دوباره ظاهر شد
reappeared later
بعداً دوباره ظاهر شد
reappeared in dreams
در رویاها دوباره ظاهر شد
the magician's trick reappeared to astonish the audience.
ترفند جادوگر دوباره ظاهر شد تا مخاطبان را شگفت زده کند.
after several years, the rare bird reappeared in the forest.
پس از چند سال، پرنده کمیاب دوباره در جنگل ظاهر شد.
the old photograph reappeared during the family reunion.
عکس قدیمی در زمان دیدار خانوادگی دوباره ظاهر شد.
his confidence reappeared after he practiced for weeks.
اعتماد به نفس او پس از هفته ها تمرین دوباره ظاهر شد.
the lost item finally reappeared under the couch.
شیء گمشده سرانجام زیر مبل دوباره ظاهر شد.
the comet is expected to reappear every 76 years.
پیش بینی می شود دنباله دار هر 76 سال دوباره ظاهر شود.
after the storm, the sun reappeared in the sky.
بعد از طوفان، خورشید دوباره در آسمان ظاهر شد.
the symptoms reappeared, prompting a visit to the doctor.
علائم دوباره ظاهر شدند و باعث شدند به پزشک مراجعه کنند.
as the fog lifted, the landscape reappeared before our eyes.
با رفع مه، مناظر دوباره در مقابل چشمان ما ظاهر شدند.
after the break, the issue reappeared in the discussion.
بعد از وقفه، این موضوع دوباره در بحث مطرح شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید