reemerge stronger
بازگشت قویتر
reemerge from crisis
بازگشت از بحران
reemerge into view
بازگشت به دیدگاه
reemerge as leader
بازگشت به عنوان رهبر
reemerge on stage
بازگشت روی صحنه
reemerge with purpose
بازگشت با هدف
reemerge in public
بازگشت در انظار عمومی
reemerge after years
بازگشت پس از سالها
reemerge from shadows
بازگشت از سایهها
reemerge from obscurity
بازگشت از فراموشی
after several years, the artist began to reemerge in the public eye.
پس از چند سال، هنرمند شروع به ظهور مجدد در منظر عمومی کرد.
old trends often reemerge in fashion every few decades.
ترندهای قدیمی اغلب هر چند دهه یکبار در مد دوباره ظاهر می شوند.
as the weather warms, wildlife will reemerge from hibernation.
با گرم شدن هوا، حیات وحش از خواب زمستانی سر بیرون خواهد آمد.
after the scandal, it took a while for the politician to reemerge.
پس از رسوایی، مدتی طول کشید تا سیاستمدار دوباره ظاهر شود.
she decided to reemerge in the music scene with a new album.
او تصمیم گرفت با یک آلبوم جدید دوباره وارد صحنه موسیقی شود.
once the pandemic is over, many businesses are expected to reemerge.
پس از پایان همهگیری، انتظار میرود بسیاری از مشاغل دوباره ظاهر شوند.
the forgotten author is starting to reemerge in literary discussions.
نویسنده فراموش شده شروع به ظهور مجدد در بحث های ادبی کرده است.
innovative ideas often reemerge after being overlooked for years.
ایده های نوآورانه اغلب پس از سال ها نادیده گرفته شدن دوباره ظاهر می شوند.
as the economy improves, new opportunities will reemerge.
با بهبود اقتصاد، فرصت های جدید دوباره ظاهر خواهند شد.
many old friends tend to reemerge during significant life events.
بسیاری از دوستان قدیمی اغلب در طول رویدادهای مهم زندگی دوباره ظاهر می شوند.
reemerge stronger
بازگشت قویتر
reemerge from crisis
بازگشت از بحران
reemerge into view
بازگشت به دیدگاه
reemerge as leader
بازگشت به عنوان رهبر
reemerge on stage
بازگشت روی صحنه
reemerge with purpose
بازگشت با هدف
reemerge in public
بازگشت در انظار عمومی
reemerge after years
بازگشت پس از سالها
reemerge from shadows
بازگشت از سایهها
reemerge from obscurity
بازگشت از فراموشی
after several years, the artist began to reemerge in the public eye.
پس از چند سال، هنرمند شروع به ظهور مجدد در منظر عمومی کرد.
old trends often reemerge in fashion every few decades.
ترندهای قدیمی اغلب هر چند دهه یکبار در مد دوباره ظاهر می شوند.
as the weather warms, wildlife will reemerge from hibernation.
با گرم شدن هوا، حیات وحش از خواب زمستانی سر بیرون خواهد آمد.
after the scandal, it took a while for the politician to reemerge.
پس از رسوایی، مدتی طول کشید تا سیاستمدار دوباره ظاهر شود.
she decided to reemerge in the music scene with a new album.
او تصمیم گرفت با یک آلبوم جدید دوباره وارد صحنه موسیقی شود.
once the pandemic is over, many businesses are expected to reemerge.
پس از پایان همهگیری، انتظار میرود بسیاری از مشاغل دوباره ظاهر شوند.
the forgotten author is starting to reemerge in literary discussions.
نویسنده فراموش شده شروع به ظهور مجدد در بحث های ادبی کرده است.
innovative ideas often reemerge after being overlooked for years.
ایده های نوآورانه اغلب پس از سال ها نادیده گرفته شدن دوباره ظاهر می شوند.
as the economy improves, new opportunities will reemerge.
با بهبود اقتصاد، فرصت های جدید دوباره ظاهر خواهند شد.
many old friends tend to reemerge during significant life events.
بسیاری از دوستان قدیمی اغلب در طول رویدادهای مهم زندگی دوباره ظاهر می شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید