reappearing act
بازگشت مجدد
reappearing dreams
بازگشت مجدد رویاها
reappearing themes
بازگشت مجدد مضامین
reappearing issues
بازگشت مجدد مسائل
reappearing patterns
بازگشت مجدد الگوها
reappearing events
بازگشت مجدد رویدادها
reappearing faces
بازگشت مجدد چهرهها
reappearing signs
بازگشت مجدد نشانهها
reappearing problems
بازگشت مجدد مشکلات
reappearing trends
بازگشت مجدد روندها
the magician amazed the audience by reappearing after disappearing.
جادوگر با بازپدید شدن پس از ناپدید شدن، مخاطبان را شگفت زده کرد.
she noticed the same pattern reappearing in her dreams.
او متوجه شد که همان الگو بارها در رویاهایش دوباره ظاهر می شود.
old trends are reappearing in the fashion industry.
ترندهای قدیمی در حال بازگشت در صنعت مد هستند.
the comet is reappearing after a long period.
کومت پس از یک دوره طولانی در حال بازگشت است.
he felt a sense of nostalgia reappearing every time he visited his hometown.
هر بار که از شهر زادگاهش بازدید می کرد، احساس نوستالژی در او دوباره زنده می شد.
problems with the software keep reappearing despite updates.
مشکلات نرم افزار علیرغم بروزرسانی ها همچنان دوباره ظاهر می شوند.
she found herself reappearing in the same situation over and over.
او متوجه شد که بارها در همان وضعیت دوباره ظاهر می شود.
after several years, the band is reappearing for a reunion tour.
پس از چند سال، گروه برای یک تور بازگشت دوباره در حال ظاهر شدن است.
new evidence is reappearing that could change the course of the investigation.
شواهد جدیدی در حال بازگشت هستند که می تواند روند تحقیقات را تغییر دهد.
he couldn't shake the feeling of doubt reappearing in his mind.
او نتوانست احساس تردید را که دوباره در ذهنش ظاهر شده بود، از بین ببرد.
reappearing act
بازگشت مجدد
reappearing dreams
بازگشت مجدد رویاها
reappearing themes
بازگشت مجدد مضامین
reappearing issues
بازگشت مجدد مسائل
reappearing patterns
بازگشت مجدد الگوها
reappearing events
بازگشت مجدد رویدادها
reappearing faces
بازگشت مجدد چهرهها
reappearing signs
بازگشت مجدد نشانهها
reappearing problems
بازگشت مجدد مشکلات
reappearing trends
بازگشت مجدد روندها
the magician amazed the audience by reappearing after disappearing.
جادوگر با بازپدید شدن پس از ناپدید شدن، مخاطبان را شگفت زده کرد.
she noticed the same pattern reappearing in her dreams.
او متوجه شد که همان الگو بارها در رویاهایش دوباره ظاهر می شود.
old trends are reappearing in the fashion industry.
ترندهای قدیمی در حال بازگشت در صنعت مد هستند.
the comet is reappearing after a long period.
کومت پس از یک دوره طولانی در حال بازگشت است.
he felt a sense of nostalgia reappearing every time he visited his hometown.
هر بار که از شهر زادگاهش بازدید می کرد، احساس نوستالژی در او دوباره زنده می شد.
problems with the software keep reappearing despite updates.
مشکلات نرم افزار علیرغم بروزرسانی ها همچنان دوباره ظاهر می شوند.
she found herself reappearing in the same situation over and over.
او متوجه شد که بارها در همان وضعیت دوباره ظاهر می شود.
after several years, the band is reappearing for a reunion tour.
پس از چند سال، گروه برای یک تور بازگشت دوباره در حال ظاهر شدن است.
new evidence is reappearing that could change the course of the investigation.
شواهد جدیدی در حال بازگشت هستند که می تواند روند تحقیقات را تغییر دهد.
he couldn't shake the feeling of doubt reappearing in his mind.
او نتوانست احساس تردید را که دوباره در ذهنش ظاهر شده بود، از بین ببرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید