reemerged slowly
آهسته دوباره ظاهر شد
has reemerged
دوباره ظاهر شده است
reemerged online
دوباره در اینترنت ظاهر شد
reemerged markets
بازارهای دوباره ظاهر شده
reemerged after
پس از دوباره ظاهر شدن
reemerged interest
علاقه دوباره ظاهر شده
reemerged strongly
به شدت دوباره ظاهر شد
reemerged species
گونههای دوباره ظاهر شده
reemerged data
دادههای دوباره ظاهر شده
the economy reemerged stronger after the pandemic.
اقتصاد پس از همهگیری قویتر دوباره ظاهر شد.
hope reemerged for a peaceful resolution to the conflict.
امید برای حل و فصل صلحآمیز درگیری دوباره ظاهر شد.
interest in vinyl records reemerged among younger generations.
علاقه به صفحات وینیل در میان نسلهای جوان دوباره ظاهر شد.
the old bridge reemerged from beneath the lake after the drought.
پل قدیمی پس از خشکسالی از زیر دریاچه دوباره ظاهر شد.
a sense of community reemerged following the disaster.
احساس جامعه پس از فاجعه دوباره ظاهر شد.
the company reemerged as a leader in the market.
شرکت به عنوان رهبر بازار دوباره ظاهر شد.
his passion for painting reemerged after years of absence.
علاقه او به نقاشی پس از سالها غیبت دوباره ظاهر شد.
the debate over the issue reemerged in parliament.
بحث درباره این مسئله در پارلمان دوباره ظاهر شد.
a feeling of optimism reemerged despite the challenges.
احساس خوشبینی علیرغم چالشها دوباره ظاهر شد.
the traditional craft reemerged with renewed popularity.
صنعت دستی سنتی با محبوبیت تازه دوباره ظاهر شد.
the actor reemerged on the screen after a long break.
بازیگر پس از وقفهای طولانی دوباره روی پرده ظاهر شد.
reemerged slowly
آهسته دوباره ظاهر شد
has reemerged
دوباره ظاهر شده است
reemerged online
دوباره در اینترنت ظاهر شد
reemerged markets
بازارهای دوباره ظاهر شده
reemerged after
پس از دوباره ظاهر شدن
reemerged interest
علاقه دوباره ظاهر شده
reemerged strongly
به شدت دوباره ظاهر شد
reemerged species
گونههای دوباره ظاهر شده
reemerged data
دادههای دوباره ظاهر شده
the economy reemerged stronger after the pandemic.
اقتصاد پس از همهگیری قویتر دوباره ظاهر شد.
hope reemerged for a peaceful resolution to the conflict.
امید برای حل و فصل صلحآمیز درگیری دوباره ظاهر شد.
interest in vinyl records reemerged among younger generations.
علاقه به صفحات وینیل در میان نسلهای جوان دوباره ظاهر شد.
the old bridge reemerged from beneath the lake after the drought.
پل قدیمی پس از خشکسالی از زیر دریاچه دوباره ظاهر شد.
a sense of community reemerged following the disaster.
احساس جامعه پس از فاجعه دوباره ظاهر شد.
the company reemerged as a leader in the market.
شرکت به عنوان رهبر بازار دوباره ظاهر شد.
his passion for painting reemerged after years of absence.
علاقه او به نقاشی پس از سالها غیبت دوباره ظاهر شد.
the debate over the issue reemerged in parliament.
بحث درباره این مسئله در پارلمان دوباره ظاهر شد.
a feeling of optimism reemerged despite the challenges.
احساس خوشبینی علیرغم چالشها دوباره ظاهر شد.
the traditional craft reemerged with renewed popularity.
صنعت دستی سنتی با محبوبیت تازه دوباره ظاهر شد.
the actor reemerged on the screen after a long break.
بازیگر پس از وقفهای طولانی دوباره روی پرده ظاهر شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید