reemerged

[ایالات متحده]/[ˌriːɪmɜːd]/
[بریتانیا]/[ˌriːɪmɝd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.再次显现,曾经隐藏或淹没后重现;消失或停滞一段时间后重新出现;再次崛起或变得重要。

عبارات و ترکیب‌ها

reemerged slowly

آهسته دوباره ظاهر شد

has reemerged

دوباره ظاهر شده است

reemerged online

دوباره در اینترنت ظاهر شد

reemerged markets

بازارهای دوباره ظاهر شده

reemerged after

پس از دوباره ظاهر شدن

reemerged interest

علاقه دوباره ظاهر شده

reemerged strongly

به شدت دوباره ظاهر شد

reemerged species

گونه‌های دوباره ظاهر شده

reemerged data

داده‌های دوباره ظاهر شده

جملات نمونه

the economy reemerged stronger after the pandemic.

اقتصاد پس از همه‌گیری قوی‌تر دوباره ظاهر شد.

hope reemerged for a peaceful resolution to the conflict.

امید برای حل و فصل صلح‌آمیز درگیری دوباره ظاهر شد.

interest in vinyl records reemerged among younger generations.

علاقه به صفحات وینیل در میان نسل‌های جوان دوباره ظاهر شد.

the old bridge reemerged from beneath the lake after the drought.

پل قدیمی پس از خشکسالی از زیر دریاچه دوباره ظاهر شد.

a sense of community reemerged following the disaster.

احساس جامعه پس از فاجعه دوباره ظاهر شد.

the company reemerged as a leader in the market.

شرکت به عنوان رهبر بازار دوباره ظاهر شد.

his passion for painting reemerged after years of absence.

علاقه او به نقاشی پس از سال‌ها غیبت دوباره ظاهر شد.

the debate over the issue reemerged in parliament.

بحث درباره این مسئله در پارلمان دوباره ظاهر شد.

a feeling of optimism reemerged despite the challenges.

احساس خوش‌بینی علی‌رغم چالش‌ها دوباره ظاهر شد.

the traditional craft reemerged with renewed popularity.

صنعت دستی سنتی با محبوبیت تازه دوباره ظاهر شد.

the actor reemerged on the screen after a long break.

بازیگر پس از وقفه‌ای طولانی دوباره روی پرده ظاهر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید