recreants

[ایالات متحده]/[ˈriːk(r)ənts]/
[بریتانیا]/[ˈriːkrənts]/

ترجمه

n. کسی که یک علت، باور یا اصل را ترک می‌کند؛ فراری؛ کسی که از یک علت یا باور فرار می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

former recreants

خیانتکاران سابق

identifying recreants

شناسایی خیانتکاران

recreant behavior

رفتار خیانتکاری

punishing recreants

مجازات دادن به خیانتکاران

exposing recreants

آشکار کردن خیانتکاران

dealing with recreants

برخورد با خیانتکاران

recreant factions

گروه‌های خیانتکار

accusing recreants

تکذیب خیانتکاران

loyal to non-recreants

وفادار به غیر خیانتکاران

recreant groups

گروه‌های خیانتکار

جملات نمونه

the team faced a wave of recreants abandoning the project mid-way.

تیم با موجی از افرادی که پروژه را در راه ترک کردند، مواجه شد.

he warned the new recruits against becoming recreants and losing their motivation.

او به جدیدترین استخدام‌هایش از اینکه به افرادی که ترک می‌کنند تبدیل شوند و انگیزه‌شان را از دست بدهند، هشدار داد.

the political landscape was littered with recreants after the scandal broke.

پس از افشای این فضیحه، ناگهان افرادی که ترک می‌کنند در نمایشگاه سیاسی پراکنده شدند.

despite the challenges, few recreants left the loyal following of the leader.

در برابر چالش‌ها، تعداد کمی از افرادی که ترک می‌کنند از پیروی وفادار رهبر خارج شدند.

the company investigated the sudden rise in recreants leaving for competitors.

شرکت به بررسی افزایش ناگهانی افرادی که به رقبا می‌روند، پرداخت.

he felt betrayed by the recreants who turned against his vision for the future.

او احساس کرد که توسط افرادی که علیه دیدگاهش برای آینده گردیدند، خیانت شده است.

the professor lamented the recreants who abandoned their academic pursuits.

استاد از افرادی که از دنباله‌روی‌های علمی خود فاصله گرفتند، ناامید شد.

the organization sought to identify and prevent future recreants from joining the opposition.

سازمان تلاش کرد تا افرادی که در آینده ممکن است به اپوزیسیون بپیوندند، شناسایی و جلوی آن‌ها را بگیرد.

the community ostracized the recreants after their disloyal actions were revealed.

پس از آشکار شدن اقدامات بی‌وفادگی آن‌ها، جامعه آن‌ها را از بین رفت.

the general expressed disappointment at the number of recreants deserting the army.

عمودی از تعداد افرادی که از ارتش فرار می‌کنند، ناامیدی نشان داد.

the historical account detailed the actions of several prominent recreants during the revolution.

روایت تاریخی اقدامات چندین فرد بارزی را که در انقلاب ترک کردند، جزئیات بیشتری ارائه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید