recreatively engage
شرکت در فعالیتهای تفریحی
recreatively play
بازی کردن به صورت تفریحی
recreatively explore
کاوش به صورت تفریحی
recreatively socialize
اجتماعی شدن به صورت تفریحی
recreatively enjoy
لذت بردن به صورت تفریحی
recreatively participate
شرکت کردن به صورت تفریحی
recreatively relax
استراحت به صورت تفریحی
recreatively exercise
ورزش کردن به صورت تفریحی
recreatively create
خلق کردن به صورت تفریحی
recreatively learn
یادگیری به صورت تفریحی
she spends her weekends recreatively, exploring new hobbies.
او آخر هفتههای خود را به طور تفریحی میگذراند، علایق جدیدی را کشف میکند.
we should approach this project recreatively to keep it enjoyable.
ما باید این پروژه را به طور تفریحی به پیش ببریم تا آن را لذتبخش نگه داریم.
he likes to read recreatively after a long day at work.
او بعد از یک روز طولانی کاری دوست دارد به طور تفریحی کتاب بخواند.
they often gather recreatively to play board games.
آنها اغلب به طور تفریحی دور هم جمع میشوند تا بازیهای تختهای انجام دهند.
she enjoys painting recreatively in her free time.
او از نقاشی کردن به طور تفریحی در اوقات فراغت خود لذت میبرد.
we can learn new skills recreatively through online courses.
ما میتوانیم به طور تفریحی از طریق دورههای آنلاین مهارتهای جدیدی بیاموزیم.
he likes to travel recreatively to discover new cultures.
او دوست دارد به طور تفریحی سفر کند تا فرهنگهای جدیدی را کشف کند.
they often exercise recreatively at the local park.
آنها اغلب به طور تفریحی در پارک محلی ورزش میکنند.
she writes poetry recreatively as a form of relaxation.
او به طور تفریحی شعر مینویسد تا به عنوان یک راه آرامش.
we should approach our meetings recreatively to foster creativity.
ما باید جلسات خود را به طور تفریحی به پیش ببریم تا خلاقیت را تقویت کنیم.
recreatively engage
شرکت در فعالیتهای تفریحی
recreatively play
بازی کردن به صورت تفریحی
recreatively explore
کاوش به صورت تفریحی
recreatively socialize
اجتماعی شدن به صورت تفریحی
recreatively enjoy
لذت بردن به صورت تفریحی
recreatively participate
شرکت کردن به صورت تفریحی
recreatively relax
استراحت به صورت تفریحی
recreatively exercise
ورزش کردن به صورت تفریحی
recreatively create
خلق کردن به صورت تفریحی
recreatively learn
یادگیری به صورت تفریحی
she spends her weekends recreatively, exploring new hobbies.
او آخر هفتههای خود را به طور تفریحی میگذراند، علایق جدیدی را کشف میکند.
we should approach this project recreatively to keep it enjoyable.
ما باید این پروژه را به طور تفریحی به پیش ببریم تا آن را لذتبخش نگه داریم.
he likes to read recreatively after a long day at work.
او بعد از یک روز طولانی کاری دوست دارد به طور تفریحی کتاب بخواند.
they often gather recreatively to play board games.
آنها اغلب به طور تفریحی دور هم جمع میشوند تا بازیهای تختهای انجام دهند.
she enjoys painting recreatively in her free time.
او از نقاشی کردن به طور تفریحی در اوقات فراغت خود لذت میبرد.
we can learn new skills recreatively through online courses.
ما میتوانیم به طور تفریحی از طریق دورههای آنلاین مهارتهای جدیدی بیاموزیم.
he likes to travel recreatively to discover new cultures.
او دوست دارد به طور تفریحی سفر کند تا فرهنگهای جدیدی را کشف کند.
they often exercise recreatively at the local park.
آنها اغلب به طور تفریحی در پارک محلی ورزش میکنند.
she writes poetry recreatively as a form of relaxation.
او به طور تفریحی شعر مینویسد تا به عنوان یک راه آرامش.
we should approach our meetings recreatively to foster creativity.
ما باید جلسات خود را به طور تفریحی به پیش ببریم تا خلاقیت را تقویت کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید