recurved bow
کمان با قوس برگشتی
recurved edge
لبه با قوس برگشتی
recurved design
طراحی با قوس برگشتی
recurved blade
تیغه با قوس برگشتی
recurved shape
شکل با قوس برگشتی
recurved surface
سطح با قوس برگشتی
recurved spine
ستون فقرات با قوس برگشتی
recurved line
خط با قوس برگشتی
recurved tip
سر با قوس برگشتی
recurved profile
پروفایل با قوس برگشتی
the sword has a recurved blade that enhances its cutting ability.
شمشیر دارای تیغه ای خمیده است که توانایی برش آن را افزایش می دهد.
his recurved bow allows for greater accuracy in archery.
کمان خمیده او به تیراندازی با کمان دقیق تر اجازه می دهد.
the design features a recurved shape that is both aesthetic and functional.
طراحی دارای شکل خمیده ای است که هم زیبا و هم کاربردی است.
she prefers recurved glasses for a better fit on her face.
او ترجیح می دهد از عینک خمیده برای تناسب بهتر روی صورتش استفاده کند.
the recurved architecture of the bridge adds to its elegance.
معماری خمیده پل به زیبایی آن می افزاید.
recurved designs in furniture often maximize comfort.
طرح های خمیده در مبلمان اغلب راحتی را به حداکثر می رسانند.
the recurved tail of the fish helps it maneuver through water.
دم خمیده ماهی به او کمک می کند تا در آب حرکت کند.
he demonstrated how to shoot with a recurved bow.
او نحوه تیراندازی با کمان خمیده را نشان داد.
the artist's recurved sculptures capture the essence of motion.
مجسمه های خمیده هنرمند، جوهر حرکت را به تصویر می کشند.
recurved lines in the painting create a sense of flow.
خطوط خمیده در نقاشی، حسی از جریان ایجاد می کنند.
recurved bow
کمان با قوس برگشتی
recurved edge
لبه با قوس برگشتی
recurved design
طراحی با قوس برگشتی
recurved blade
تیغه با قوس برگشتی
recurved shape
شکل با قوس برگشتی
recurved surface
سطح با قوس برگشتی
recurved spine
ستون فقرات با قوس برگشتی
recurved line
خط با قوس برگشتی
recurved tip
سر با قوس برگشتی
recurved profile
پروفایل با قوس برگشتی
the sword has a recurved blade that enhances its cutting ability.
شمشیر دارای تیغه ای خمیده است که توانایی برش آن را افزایش می دهد.
his recurved bow allows for greater accuracy in archery.
کمان خمیده او به تیراندازی با کمان دقیق تر اجازه می دهد.
the design features a recurved shape that is both aesthetic and functional.
طراحی دارای شکل خمیده ای است که هم زیبا و هم کاربردی است.
she prefers recurved glasses for a better fit on her face.
او ترجیح می دهد از عینک خمیده برای تناسب بهتر روی صورتش استفاده کند.
the recurved architecture of the bridge adds to its elegance.
معماری خمیده پل به زیبایی آن می افزاید.
recurved designs in furniture often maximize comfort.
طرح های خمیده در مبلمان اغلب راحتی را به حداکثر می رسانند.
the recurved tail of the fish helps it maneuver through water.
دم خمیده ماهی به او کمک می کند تا در آب حرکت کند.
he demonstrated how to shoot with a recurved bow.
او نحوه تیراندازی با کمان خمیده را نشان داد.
the artist's recurved sculptures capture the essence of motion.
مجسمه های خمیده هنرمند، جوهر حرکت را به تصویر می کشند.
recurved lines in the painting create a sense of flow.
خطوط خمیده در نقاشی، حسی از جریان ایجاد می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید