recurved

[ایالات متحده]/rɪˈkɜːvd/
[بریتانیا]/rɪˈkɜrvd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به سمت داخل یا به سمت عقب منحنی
v. شکل گذشته participle از recurve; به عقب خم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

recurved bow

کمان با قوس برگشتی

recurved edge

لبه با قوس برگشتی

recurved design

طراحی با قوس برگشتی

recurved blade

تیغه با قوس برگشتی

recurved shape

شکل با قوس برگشتی

recurved surface

سطح با قوس برگشتی

recurved spine

ستون فقرات با قوس برگشتی

recurved line

خط با قوس برگشتی

recurved tip

سر با قوس برگشتی

recurved profile

پروفایل با قوس برگشتی

جملات نمونه

the sword has a recurved blade that enhances its cutting ability.

شمشیر دارای تیغه ای خمیده است که توانایی برش آن را افزایش می دهد.

his recurved bow allows for greater accuracy in archery.

کمان خمیده او به تیراندازی با کمان دقیق تر اجازه می دهد.

the design features a recurved shape that is both aesthetic and functional.

طراحی دارای شکل خمیده ای است که هم زیبا و هم کاربردی است.

she prefers recurved glasses for a better fit on her face.

او ترجیح می دهد از عینک خمیده برای تناسب بهتر روی صورتش استفاده کند.

the recurved architecture of the bridge adds to its elegance.

معماری خمیده پل به زیبایی آن می افزاید.

recurved designs in furniture often maximize comfort.

طرح های خمیده در مبلمان اغلب راحتی را به حداکثر می رسانند.

the recurved tail of the fish helps it maneuver through water.

دم خمیده ماهی به او کمک می کند تا در آب حرکت کند.

he demonstrated how to shoot with a recurved bow.

او نحوه تیراندازی با کمان خمیده را نشان داد.

the artist's recurved sculptures capture the essence of motion.

مجسمه های خمیده هنرمند، جوهر حرکت را به تصویر می کشند.

recurved lines in the painting create a sense of flow.

خطوط خمیده در نقاشی، حسی از جریان ایجاد می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید