redeclare war
اعلام مجدد جنگ
redeclared victory
برتری مجدد اعلام شد
redeclare intent
میل مجدد اعلام کردن
redeclared status
وضعیت مجدد اعلام شد
redeclare allegiance
پیروی مجدد اعلام کردن
redeclare independence
استقلال مجدد اعلام کردن
redeclared policy
سیاست مجدد اعلام شد
redeclare ownership
مالکیت مجدد اعلام کردن
the opposition party plans to redeclare its commitment to lower taxes.
حزب مخالف قصد دارد مجدد به تعهد خود برای کاهش مالیات اعلام کند.
the board decided to redeclare the dividend after the audit.
هیئت مدیره تصمیم گرفت پس از بررسی مجدد سهم سود را اعلام کند.
you must redeclare your major before the semester begins.
شما باید قبل از شروع ترم رشته خود را مجدد اعلام کنید.
he was forced to redeclare his loyalty to the king.
او مجبور شد مجدد وفاداری خود به پادشاه را اعلام کند.
congress voted to redeclare war on the neighboring state.
کنگرس تصویب کرد که مجدد جنگی را علیه کشور همسایه اعلام کند.
they want to redeclare the building as a historical monument.
آنها می خواهند ساختمان را مجدد به عنوان یک آثار تاریخی اعلام کنند.
the government chose to redeclare a state of emergency.
دولت تصمیم گرفت مجدد وضعیت اضطراری را اعلام کند.
please redeclare your variable using the correct data type.
لطفاً متغیر خود را با نوع داده درست اعلام کنید.
the athlete hopes to redeclare his eligibility for the finals.
ورزشکار امیدوار است مجدد صلاحیت خود برای فینال را اعلام کند.
we need to redeclare our intentions to avoid confusion.
ما نیاز داریم مجدد نیات خود را اعلام کنیم تا از سوء تفاهم جلوگیری شود.
the union urged the firm to redeclare the bonus.
اتحادیه به شرکت توصیه کرد که مجدد پاداش را اعلام کند.
she intends to redeclare her candidacy for the presidency.
او قصد دارد مجدد نامزدی خود برای ریاست جمهوری را اعلام کند.
redeclare war
اعلام مجدد جنگ
redeclared victory
برتری مجدد اعلام شد
redeclare intent
میل مجدد اعلام کردن
redeclared status
وضعیت مجدد اعلام شد
redeclare allegiance
پیروی مجدد اعلام کردن
redeclare independence
استقلال مجدد اعلام کردن
redeclared policy
سیاست مجدد اعلام شد
redeclare ownership
مالکیت مجدد اعلام کردن
the opposition party plans to redeclare its commitment to lower taxes.
حزب مخالف قصد دارد مجدد به تعهد خود برای کاهش مالیات اعلام کند.
the board decided to redeclare the dividend after the audit.
هیئت مدیره تصمیم گرفت پس از بررسی مجدد سهم سود را اعلام کند.
you must redeclare your major before the semester begins.
شما باید قبل از شروع ترم رشته خود را مجدد اعلام کنید.
he was forced to redeclare his loyalty to the king.
او مجبور شد مجدد وفاداری خود به پادشاه را اعلام کند.
congress voted to redeclare war on the neighboring state.
کنگرس تصویب کرد که مجدد جنگی را علیه کشور همسایه اعلام کند.
they want to redeclare the building as a historical monument.
آنها می خواهند ساختمان را مجدد به عنوان یک آثار تاریخی اعلام کنند.
the government chose to redeclare a state of emergency.
دولت تصمیم گرفت مجدد وضعیت اضطراری را اعلام کند.
please redeclare your variable using the correct data type.
لطفاً متغیر خود را با نوع داده درست اعلام کنید.
the athlete hopes to redeclare his eligibility for the finals.
ورزشکار امیدوار است مجدد صلاحیت خود برای فینال را اعلام کند.
we need to redeclare our intentions to avoid confusion.
ما نیاز داریم مجدد نیات خود را اعلام کنیم تا از سوء تفاهم جلوگیری شود.
the union urged the firm to redeclare the bonus.
اتحادیه به شرکت توصیه کرد که مجدد پاداش را اعلام کند.
she intends to redeclare her candidacy for the presidency.
او قصد دارد مجدد نامزدی خود برای ریاست جمهوری را اعلام کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید