reestablished

[ایالات متحده]/[ˌriːɪstəˈblɪʃt]/
[بریتانیا]/[ˌriːɪstəˈblɪʃt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای راه‌اندازی یا از سرگیری چیزی پس از حذف یا از بین رفتن یا غیرفعال شدن؛ برای بازگرداندن به حالت یا وضعیتی قبلی؛ برای بازگرداندن به وجود یا استفاده.
adj. به حالت یا وضعیتی قبلی بازگردانده شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

reestablished contact

بازسازی ارتباط

reestablishing order

بازسازی نظم

reestablished trust

بازسازی اعتماد

reestablished connection

بازسازی ارتباط

reestablished system

بازسازی سیستم

reestablishing stability

بازسازی ثبات

reestablished government

بازسازی دولت

reestablished peace

بازسازی صلح

reestablished norms

بازسازی هنجارها

reestablished link

بازسازی پیوند

جملات نمونه

the company reestablished its presence in the asian market after years of absence.

شرکت پس از سال‌ها غیبت، حضور خود را در بازار آسیا دوباره برقرار کرد.

after the storm, communication lines were slowly reestablished.

پس از طوفان، خطوط ارتباطی به آرامی دوباره برقرار شدند.

the government worked to reestablish trust with the public following the scandal.

دولت برای بازگرداندن اعتماد عمومی پس از رسوایی تلاش کرد.

he reestablished contact with his childhood friend through social media.

او از طریق رسانه‌های اجتماعی با دوست دوران کودکی خود دوباره ارتباط برقرار کرد.

the historic landmark was carefully restored and reestablished as a museum.

این مکان تاریخی به دقت بازسازی و دوباره به عنوان یک موزه برقرار شد.

the team reestablished their dominance in the league with a decisive victory.

تیم با پیروزی قاطع، برتری خود را در لیگ دوباره برقرار کرد.

the old traditions were reestablished to preserve the cultural heritage.

برای حفظ میراث فرهنگی، سنت‌های قدیمی دوباره برقرار شدند.

the connection between the two departments was reestablished after a period of isolation.

ارتباط بین دو بخش پس از یک دوره انزوا دوباره برقرار شد.

the peace talks aimed to reestablish stability in the region.

مذاکرات صلح برای بازگرداندن ثبات در منطقه هدف گذاری شد.

the family reestablished their annual holiday tradition after moving to a new city.

خانواده پس از نقل مکان به یک شهر جدید، سنت تعطیلات سالانه خود را دوباره برقرار کرد.

the software developers reestablished the database connection after the system crash.

توسعه‌دهندگان نرم‌افزار پس از خرابی سیستم، اتصال پایگاه داده را دوباره برقرار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید