refashioned style
سبک بازطراحی شده
refashioned wardrobe
کمد لباس بازطراحی شده
refashioned design
طراحی بازطراحی شده
refashioned clothing
لباس بازطراحی شده
refashioned look
ظاهر بازطراحی شده
refashioned trends
ترندهای بازطراحی شده
refashioned pieces
قطعات بازطراحی شده
refashioned items
موارد بازطراحی شده
refashioned accessories
لوازم جانبی بازطراحی شده
refashioned outfits
لباسهای بازطراحی شده
the old dress was refashioned into a stylish top.
پیراهن قدیمی به یک بلوز شیک تبدیل شد.
she refashioned the living room to create a cozy atmosphere.
او اتاق نشیمن را دوباره طراحی کرد تا فضایی دنج ایجاد کند.
the artist refashioned the sculpture using recycled materials.
هنرمند مجسمه را با استفاده از مواد بازیافتی دوباره طراحی کرد.
they refashioned the company’s branding to attract younger customers.
آنها برند شرکت را دوباره طراحی کردند تا مشتریان جوانتر را جذب کنند.
the team refashioned the website to improve user experience.
تیم وب سایت را دوباره طراحی کرد تا تجربه کاربر را بهبود بخشد.
he refashioned his career after moving to a new city.
او پس از نقل مکان به یک شهر جدید، شغل خود را دوباره طراحی کرد.
the furniture was refashioned to fit the new apartment layout.
مبلمان برای مطابقت با طرح جدید آپارتمان دوباره طراحی شد.
she refashioned her blog to focus on travel and lifestyle.
او وبلاگ خود را دوباره طراحی کرد تا بر سفر و سبک زندگی تمرکز کند.
the chef refashioned traditional recipes with modern twists.
سرآشپز دستور العمل های سنتی را با پیچ و تاب های مدرن دوباره طراحی کرد.
they refashioned the garden into a beautiful outdoor space.
آنها باغ را به یک فضای بیرونی زیبا تبدیل کردند.
refashioned style
سبک بازطراحی شده
refashioned wardrobe
کمد لباس بازطراحی شده
refashioned design
طراحی بازطراحی شده
refashioned clothing
لباس بازطراحی شده
refashioned look
ظاهر بازطراحی شده
refashioned trends
ترندهای بازطراحی شده
refashioned pieces
قطعات بازطراحی شده
refashioned items
موارد بازطراحی شده
refashioned accessories
لوازم جانبی بازطراحی شده
refashioned outfits
لباسهای بازطراحی شده
the old dress was refashioned into a stylish top.
پیراهن قدیمی به یک بلوز شیک تبدیل شد.
she refashioned the living room to create a cozy atmosphere.
او اتاق نشیمن را دوباره طراحی کرد تا فضایی دنج ایجاد کند.
the artist refashioned the sculpture using recycled materials.
هنرمند مجسمه را با استفاده از مواد بازیافتی دوباره طراحی کرد.
they refashioned the company’s branding to attract younger customers.
آنها برند شرکت را دوباره طراحی کردند تا مشتریان جوانتر را جذب کنند.
the team refashioned the website to improve user experience.
تیم وب سایت را دوباره طراحی کرد تا تجربه کاربر را بهبود بخشد.
he refashioned his career after moving to a new city.
او پس از نقل مکان به یک شهر جدید، شغل خود را دوباره طراحی کرد.
the furniture was refashioned to fit the new apartment layout.
مبلمان برای مطابقت با طرح جدید آپارتمان دوباره طراحی شد.
she refashioned her blog to focus on travel and lifestyle.
او وبلاگ خود را دوباره طراحی کرد تا بر سفر و سبک زندگی تمرکز کند.
the chef refashioned traditional recipes with modern twists.
سرآشپز دستور العمل های سنتی را با پیچ و تاب های مدرن دوباره طراحی کرد.
they refashioned the garden into a beautiful outdoor space.
آنها باغ را به یک فضای بیرونی زیبا تبدیل کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید