refreshes

[ایالات متحده]/rɪˈfrɛʃɪz/
[بریتانیا]/rɪˈfrɛʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بازگرداندن یا احیا کردن؛ یادآوری چیزی به کسی؛ پر کردن یا تجدید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

water refreshes

آب تازه‌سازی می‌بخشد

air refreshes

هوا تازه‌سازی می‌بخشد

drink refreshes

نوشیدن تازه‌سازی می‌بخشد

break refreshes

استراحت تازه‌سازی می‌بخشد

shower refreshes

دوش گرفتن تازه‌سازی می‌بخشد

nap refreshes

چرت زدن تازه‌سازی می‌بخشد

change refreshes

تغییر تازه‌سازی می‌بخشد

vacation refreshes

تعطیلات تازه‌سازی می‌بخشد

music refreshes

موسیقی تازه‌سازی می‌بخشد

exercise refreshes

ورزش کردن تازه‌سازی می‌بخشد

جملات نمونه

the cool breeze refreshes my mind.

نسیم خنک ذهن مرا تازه می‌کند.

drinking water refreshes your body.

نوشیدن آب بدن شما را تازه می‌کند.

a short walk refreshes the spirit.

یک پیاده‌روی کوتاه روح شما را تازه می‌کند.

this shower refreshes me after a long day.

این دوش بعد از یک روز طولانی، مرا تازه می‌کند.

taking a break refreshes your productivity.

استراحت کردن بهره‌وری شما را تازه می‌کند.

the new paint refreshes the old room.

رنگ جدید، اتاق قدیمی را تازه می‌کند.

listening to music refreshes my mood.

گوش دادن به موسیقی، حال و هوای من را تازه می‌کند.

a good night's sleep refreshes your mind.

خوابیدن یک شب خوب، ذهن شما را تازه می‌کند.

yoga refreshes both body and soul.

یوگا هم جسم و هم روح شما را تازه می‌کند.

traveling refreshes my perspective on life.

سفر کردن، دیدگاه من را نسبت به زندگی تازه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید