rehydrating

[ایالات متحده]/ˌriːˈhaɪdreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriːˈhaɪdreɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرآیند بازگرداندن آب به چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

rehydrating drink

نوشیدنی احیا کننده

rehydrating mask

ماسک احیا کننده

rehydrating serum

سرم احیا کننده

rehydrating lotion

لوسیون احیا کننده

rehydrating gel

ژل احیا کننده

rehydrating cream

کرم احیا کننده

rehydrating treatment

درمان احیا کننده

rehydrating food

غذاهای احیا کننده

rehydrating solution

راه حل احیا کننده

rehydrating powder

پودر احیا کننده

جملات نمونه

rehydrating the dried fruits makes them more enjoyable to eat.

بازگرداندن رطوبت به میوه‌های خشک باعث می‌شود خوردن آن‌ها لذت‌بخش‌تر باشد.

after exercising, it's important to focus on rehydrating your body.

بعد از ورزش، تمرکز بر بازگرداندن رطوبت بدن بسیار مهم است.

the rehydrating serum helped improve her skin's texture.

سرم بازسازی‌کننده به بهبود بافت پوست او کمک کرد.

rehydrating your skin daily can prevent dryness.

بازگرداندن رطوبت پوست به صورت روزانه می‌تواند از خشکی آن جلوگیری کند.

they recommend rehydrating before and after flights.

آن‌ها توصیه می‌کنند قبل و بعد از پرواز بدن را آب‌رسانی کنید.

rehydrating the soil is essential for healthy plant growth.

بازگرداندن رطوبت به خاک برای رشد سالم گیاهان ضروری است.

the athlete focused on rehydrating with electrolyte drinks.

ورزشکار بر روی آب‌رسانی با نوشیدنی‌های الکترولیت تمرکز کرد.

rehydrating the pasta before serving makes it more palatable.

خیساندن پاستا قبل از سرویس کردن باعث می‌شود که قابل خوردن‌تر باشد.

she uses a rehydrating mask once a week to keep her skin fresh.

او هفته‌ای یک بار از یک ماسک بازسازی‌کننده برای تازه نگه داشتن پوستش استفاده می‌کند.

rehydrating the dried herbs enhances their flavor in cooking.

خیساندن گیاهان خشک باعث افزایش طعم آن‌ها در آشپزی می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید