remerge

[ایالات متحده]/rɪˈmɜːdʒ/
[بریتانیا]/rɪˈmɜrdʒ/

ترجمه

v. دوباره ادغام کردن; دوباره گرد هم آمدن

عبارات و ترکیب‌ها

remerge after

پس از بازگشت مجدد

remerge again

بازگشت مجدد

remerge fully

بازگشت کامل

remerge together

بازگشت مجدد با هم

remerge quickly

بازگشت سریع

remerge successfully

بازگشت موفقیت آمیز

remerge smoothly

بازگشت روان

remerge later

بعداً بازگشت

remerge once

یک بار بازگشت

remerge now

حالا بازگشت

جملات نمونه

the two companies decided to remerge after years of competition.

دو شرکت پس از سال‌ها رقابت تصمیم گرفتند دوباره ادغام شوند.

after the crisis, the team will remerge stronger than before.

پس از بحران، تیم قوی‌تر از قبل دوباره ادغام خواهد شد.

old friendships can often remerge in unexpected ways.

پیوندهای قدیمی اغلب می‌توانند به روش‌های غیرمنتظره‌ای دوباره شکل بگیرند.

as the project concluded, the ideas began to remerge.

همانطور که پروژه به پایان رسید، ایده‌ها شروع به دوباره ادغام شدن کردند.

they plan to remerge their efforts for a common goal.

آنها قصد دارند برای یک هدف مشترک تلاش‌های خود را دوباره ادغام کنند.

after the split, it took time for them to remerge.

پس از جدایی، مدتی طول کشید تا دوباره با هم ادغام شوند.

new trends in fashion often remerge after a few decades.

ترندهای جدید مد اغلب پس از چند دهه دوباره ظاهر می‌شوند.

as the seasons change, old styles tend to remerge.

همانطور که فصل‌ها تغییر می‌کنند، سبک‌های قدیمی تمایل دارند دوباره ظاهر شوند.

after the merger, the two brands will remerge their identities.

پس از ادغام، دو برند دوباره هویت‌های خود را ادغام خواهند کرد.

when the community faced challenges, they chose to remerge their resources.

وقتی جامعه با چالش‌هایی روبرو شد، آنها انتخاب کردند منابع خود را دوباره ادغام کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید