relentlessness

[ایالات متحده]/[ˈreləntləsnəs]/
[بریتانیا]/[ˈrɛləntləsnəs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بی‌رحمانه بودن؛ استمرار؛ رفتار یا فعالیت بی‌رحمانه.
adj. بی‌رحمانه؛ سرسخت.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

relentlessness of time

بی‌رحمی زمان

showing relentlessness

نشان دادن بی‌رحمی

relentlessness prevailed

بی‌رحمی غالب شد

relentlessness continued

بی‌رحمی ادامه یافت

جملات نمونه

the team's relentless pursuit of victory inspired everyone.

تلاش بی‌وقفه تیم برای پیروزی، الهام‌بخش همه بود.

her relentless dedication to her work is truly admirable.

تعهد بی‌وقفه او به کارش واقعاً قابل تحسین است.

despite the challenges, they maintained a relentless focus on the goal.

با وجود چالش‌ها، آن‌ها تمرکز بی‌وقفه خود را بر روی هدف حفظ کردند.

the detective's relentless investigation eventually uncovered the truth.

تحقیقات بی‌وقفه کارآگاه در نهایت حقیقت را کشف کرد.

we admire their relentless spirit in the face of adversity.

ما از روحیه بی‌وقفه آن‌ها در برابر سختی‌ها تحسین می‌کنیم.

the company demonstrated relentless innovation in the tech market.

شرکت نوآوری بی‌وقفه را در بازار فناوری نشان داد.

his relentless training regimen led to significant improvements.

برنامه آموزشی بی‌وقفه او منجر به بهبودهای قابل توجهی شد.

the relentless pressure from the media was overwhelming.

فشار بی‌وقفه از رسانه ها طاقت فرسا بود.

she faced the relentless criticism with remarkable composure.

او با خونسردی قابل توجهی با انتقادات بی‌وقفه روبرو شد.

the relentless march of technology continues to reshape our lives.

پیشرفت بی‌وقفه فناوری همچنان به بازتعریف زندگی ما ادامه می‌دهد.

their relentless efforts to secure funding were finally successful.

تلاش‌های بی‌وقفه آن‌ها برای تامین بودجه در نهایت موفقیت‌آمیز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید