remanifest

[ایالات متحده]//ˌriːˈmænɪfɛst//
[بریتانیا]//ˌriːˈmænəˌfɛst//

ترجمه

v. دوباره ظاهر شدن؛ دوباره آشکار شدن؛ دوباره بیان کردن، دوباره تایید کردن یا دوباره اعلام کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

remanifest again

بازظاهر شدن مجدد مشکل

remanifested form

علائم دوباره ظاهر می‌شوند

remanifesting now

مشکلات دوباره ظاهر می‌شوند

remanifest it

ترس‌های قدیمی دوباره ظاهر می‌شوند

remanifested quickly

مشکلات دوباره ظاهر شدند

remanifesting process

درد دوباره ظاهر می‌شود

remanifested result

پس از جراحی دوباره ظاهر شود

remanifested symbol

علائم دوباره ظاهر شده‌اند

remanifesting idea

ناآرامی‌ها دوباره ظاهر می‌شوند

remanifested concept

ترس‌ها دوباره ظاهر می‌شوند

جملات نمونه

after the merger, old rivalries remanifest in weekly meetings and slow every decision.

پس از ادغام، دشمنی‌های قدیمی در جلسات هفتگی دوباره ظاهر می‌شوند و تصمیم‌گیری را کند می‌کنند.

under intense pressure, his self-doubt can remanifest without warning during presentations.

تحت فشار شدید، تردیدهای او می‌تواند بدون هیچ هشداری در طول ارائه دوباره ظاهر شود.

decades later, the same conflict remanifest in a new form on social media.

دهه‌ها بعد، همان درگیری به شکل جدیدی در رسانه‌های اجتماعی دوباره ظاهر می‌شود.

when funding runs low, the old debate tends to remanifest among the project leaders.

زمانی که بودجه کم می‌شود، بحث قدیمی معمولاً بین رهبران پروژه دوباره ظاهر می‌شود.

stress makes the symptoms remanifest, even after months of steady improvement.

استرس باعث می‌شود علائم دوباره ظاهر شوند، حتی پس از ماه‌ها بهبود مداوم.

if we ignore the root cause, the problem will remanifest during the next release cycle.

اگر علت اصلی را نادیده بگیریم، مشکل در طول چرخه انتشار بعدی دوباره ظاهر می‌شود.

after the ceasefire, tensions remanifest along the border in small, frequent incidents.

پس از آتش‌بس، تنش‌ها در امتداد مرز در حوادث کوچک و مکرر دوباره ظاهر می‌شوند.

his childhood fears remanifest in recurring nightmares whenever he travels alone.

ترس‌های دوران کودکی او در شب‌های کابوس‌آلود مکرر دوباره ظاهر می‌شوند، هر زمان که او به تنهایی سفر می‌کند.

during audits, gaps in compliance often remanifest despite earlier promises to fix them.

در طول ممیزی‌ها، شکاف‌های انطباق اغلب دوباره ظاهر می‌شوند، علیرغم وعده‌های قبلی برای رفع آنها.

in dry summers, water shortages remanifest across the region and strain local services.

در تابستان‌های خشک، کمبود آب در سراسر منطقه دوباره ظاهر می‌شود و خدمات محلی را تحت فشار قرار می‌دهد.

when the team changes, communication issues can remanifest and derail timelines.

زمانی که تیم تغییر می‌کند، مشکلات ارتباطی می‌توانند دوباره ظاهر شوند و ضرب‌الاجل‌ها را به هم بزنند.

after the policy update, discrimination may remanifest in subtle hiring practices.

پس از به‌روزرسانی سیاست، تبعیض ممکن است در شیوه‌های استخدام ظریف دوباره ظاهر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید