renegado

[ایالات متحده]/ˈrɛnɪɡeɪd/
[بریتانیا]/ˈrɛnɪɡeɪd/

ترجمه

n. شورشی; خائن
adj. رها شده; نامتعهد
vi. رها کردن; ترک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

renegado spirit

روح رنه‌گادو

renegado attitude

نگاه رنه‌گادو

renegado life

زندگی رنه‌گادو

renegado behavior

رفتار رنه‌گادو

renegado style

سبک رنه‌گادو

renegado choice

انتخاب رنه‌گادو

renegado mindset

نگرش رنه‌گادو

renegado move

حرکت رنه‌گادو

renegado path

مسیر رنه‌گادو

renegado voice

صدای رنه‌گادو

جملات نمونه

he was considered a renegado after leaving the group.

او پس از ترک گروه به عنوان یک خائن در نظر گرفته شد.

the renegado betrayed his friends for money.

خائن دوستان خود را به خاطر پول فریب داد.

they labeled him a renegado for his radical ideas.

آنها او را به دلیل ایده های رادیکالش یک خائن نامیدند.

she felt like a renegado in her own family.

او احساس می‌کرد در خانواده خود یک خائن است.

being a renegado can lead to isolation.

خائن بودن می‌تواند منجر به انزوا شود.

the renegado's actions shocked the community.

اقدامات خائن جامعه را شوکه کرد.

he embraced his identity as a renegado.

او هویت خود را به عنوان یک خائن پذیرفت.

the story revolves around a renegado fighting for justice.

داستان حول محور یک خائن می‌چرخد که برای عدالت می‌جنگد.

many see him as a renegado, but he believes in his cause.

بسیاری او را به عنوان یک خائن می‌بینند، اما او به هدف خود باور دارد.

the renegado was once a respected leader.

خائن زمانی یک رهبر مورد احترام بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید