repellingly

[ایالات متحده]/rɪˈpɛlɪŋli/
[بریتانیا]/rɪˈpɛlɪŋli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که دفع کننده است؛ باعث دفع یا ناگواری می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

repellingly loud

خیلی بلند

repellingly sour

خیلی ترش

repellingly cold

خیلی سرد

repellingly hot

خیلی گرم

repellingly sticky

خیلی چسبنده

repellingly smelly

خیلی بویی بد

repellingly bright

خیلی روشن

repellingly sharp

خیلی تیز

repellingly loud noise

خیلی بلند صدایی

repellingly sour smell

خیلی ترش بویی

جملات نمونه

the abandoned house was repellingly dirty, with dust covering every surface and a foul smell emanating from the basement.

خانه ترکیده به شدت کثیف بود، گرد و غبار تمام سطوح را پوشانده و بوی ناگواری از زیرزمین آن پراکنده بود.

the villain in the movie had a repellingly ugly face that made audiences cringe in disgust.

بازیگر شرور فیلم چهره ای به شدت زشت داشت که باعث شد مخاطبان از ناگواری فریب بخورند.

the food on the plate looked repellingly foul, with its greenish mold and unidentifiable texture.

غذای روی صفحه به شدت ناپسند به نظر می‌رسید، با قارچ‌های سبز رنگ و بافت غیرقابل شناسایی.

his repellingly vulgar behavior at the dinner table shocked the other guests and ruined the evening.

رفتار بسیار ناپسند او در میز غذا، مهمانان دیگر را شوکه کرد و شب را فاسد کرد.

the graffiti on the wall was repellingly obscene, causing pedestrians to look away in discomfort.

نقاشی‌های دیوار به شدت ناپسند بود، باعث شد پیاده روی‌ها از ناراحتی فریب بخورند و نگاه خود را دور کنند.

the expired milk in the fridge had a repellingly sour smell that filled the entire kitchen.

شیر فاسد در یخچال بوی به شدت ترش داشت که تمام آشپزخانه را پر کرد.

the monster in the horror film was designed to look repellingly disgusting, with oozing sores and twisted limbs.

پیکربن در فیلم وحشی به گونه‌ای طراحی شده بود که به شدت ناپسند به نظر برسد، با زخم‌های جاری و اندام‌های خمیده.

her repellingly fake smile made everyone suspicious of her true intentions at the meeting.

خنده مصنوعی او به شدت ناپسند بود و باعث شد که همه از نیت واقعی او در جلسه شک کنند.

the stagnant water in the pond was repellingly green, teeming with algae and mosquito larvae.

آب مکث کرده در کانال به شدت سبز بود، پر از جلبک و لاروگان مگس.

the politician's repellingly hypocritical speech about family values was exposed as a complete lie the next day.

خطابه ناپسند و نفاق‌آمیز سیاستمدار درباره ارزش‌های خانوادگی، روز بعد به کذب کامل اعتراف شد.

the stray dog looked repellingly mangy, with patches of missing fur and a sad, desperate look in its eyes.

سگ بی‌خانمان به شدت ناپسند به نظر می‌رسید، با قطعه‌هایی از موی گم شده و نگاهی افسرده و ناامید در چشمانش.

the garbage dump near the residential area emitted a repellingly putrid odor that could be smelled from blocks away.

دودگاه زباله در نزدیکی منطقه مسکونی بوی به شدت فساد یافته‌ای انتشار می‌داد که از فاصله‌های دور قابل حس بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید