restocker

[ایالات متحده]/[ˈrestɒkə]/
[بریتانیا]/[ˈrɛstɒkər]/

ترجمه

n. 在商店里补货或提供商品的人;以补货为职业的人。
v. 在商店里补货或提供商品。

عبارات و ترکیب‌ها

restocker duties

وظایف بازچین

new restocker

بازچین جدید

restocker position

موقعیت شغلی بازچین

restocker schedule

برنامه زمانی بازچین

restocker training

آموزش بازچین

restocker needed

نیاز به بازچین

جملات نمونه

the restocker efficiently filled the shelves with new inventory.

انباردار به طور کارآمد قفسه‌ها را با موجودی جدید پر کرد.

as a restocker, she was responsible for maintaining stock levels.

به عنوان یک انباردار، او مسئول حفظ سطح موجودی بود.

we need a reliable restocker to handle our busy store.

ما به یک انباردار قابل اعتماد برای مدیریت فروشگاه شلوغ خود نیاز داریم.

the restocker used a hand truck to move boxes of cereal.

انباردار از یک تریلی دستی برای جابجایی جعبه‌های غلات استفاده کرد.

his primary duty was to restock the beverage aisle.

وظیفه اصلی او انبار کردن قفسه نوشیدنی بود.

the morning restocker arrived early to prepare for the day.

انباردار صبحگاهی زود رسید تا برای روز آماده شود.

training included learning proper restocker procedures and safety.

آموزش شامل یادگیری روش‌ها و ایمنی صحیح انباردار بود.

the restocker checked the expiration dates on canned goods.

انباردار تاریخ انقضای روی مواد کنسروی را بررسی کرد.

a fast restocker is essential during peak shopping hours.

یک انباردار سریع در ساعات اوج خرید ضروری است.

the restocker reported low stock to the store manager.

انباردار کمبود موجودی را به مدیر فروشگاه گزارش داد.

we are seeking a detail-oriented restocker for our team.

ما به دنبال یک انباردار با توجه به جزئیات برای تیم خود هستیم.

the restocker organized the back room for efficient restocking.

انباردار اتاق عقب را برای انبار کردن کارآمد سازماندهی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید