endures toils
تحمل رنج ها
daily toils
رنج های روزانه
long toils
رنج های طولانی
after toils
پس از رنج ها
facing toils
در برابر رنج ها
through toils
از طریق رنج ها
shared toils
رنج های مشترک
past toils
رنج های گذشته
avoided toils
رنج های اجتناب شده
heavy toils
رنج های سنگین
the farmer toils in the fields from sunrise to sunset.
کشاورز از طلوع تا غروب خورشید در مزارع به سختی کار میکند.
she toils tirelessly to achieve her ambitious goals.
او بیوقفه برای رسیدن به اهداف بلندپروازانهاش تلاش میکند.
years of toil and dedication led to his success.
سالها تلاش و تعهد به موفقیت او منجر شد.
the project requires a significant amount of toil and effort.
این پروژه نیازمند مقدار قابل توجهی تلاش و کوشش است.
he toils away at his desk, buried in paperwork.
او در حالی که در کاغذبازی غرق است، پشت میزش به کار مشغول است.
the miners toil deep underground, facing dangerous conditions.
معدن کاران در اعماق زمین و در شرایط خطرناک به سختی کار میکنند.
despite the toil, she found joy in her work.
با وجود سختیها، او شادی را در کارش یافت.
their daily toil sustains their family.
تلاش روزانه آنها از زندگی خانوادهشان حمایت میکند.
the long hours and toil took a toll on his health.
ساعات طولانی و تلاش بر سلامتی او تأثیر گذاشت.
he toils to provide for his children's future.
او برای تامین آینده فرزندانش تلاش میکند.
the artist toils over every detail of the painting.
هنرمند بر روی هر جزئیات نقاشی به سختی کار میکند.
after years of toil, they finally saw results.
پس از سالها تلاش، آنها بالاخره نتیجه گرفتند.
endures toils
تحمل رنج ها
daily toils
رنج های روزانه
long toils
رنج های طولانی
after toils
پس از رنج ها
facing toils
در برابر رنج ها
through toils
از طریق رنج ها
shared toils
رنج های مشترک
past toils
رنج های گذشته
avoided toils
رنج های اجتناب شده
heavy toils
رنج های سنگین
the farmer toils in the fields from sunrise to sunset.
کشاورز از طلوع تا غروب خورشید در مزارع به سختی کار میکند.
she toils tirelessly to achieve her ambitious goals.
او بیوقفه برای رسیدن به اهداف بلندپروازانهاش تلاش میکند.
years of toil and dedication led to his success.
سالها تلاش و تعهد به موفقیت او منجر شد.
the project requires a significant amount of toil and effort.
این پروژه نیازمند مقدار قابل توجهی تلاش و کوشش است.
he toils away at his desk, buried in paperwork.
او در حالی که در کاغذبازی غرق است، پشت میزش به کار مشغول است.
the miners toil deep underground, facing dangerous conditions.
معدن کاران در اعماق زمین و در شرایط خطرناک به سختی کار میکنند.
despite the toil, she found joy in her work.
با وجود سختیها، او شادی را در کارش یافت.
their daily toil sustains their family.
تلاش روزانه آنها از زندگی خانوادهشان حمایت میکند.
the long hours and toil took a toll on his health.
ساعات طولانی و تلاش بر سلامتی او تأثیر گذاشت.
he toils to provide for his children's future.
او برای تامین آینده فرزندانش تلاش میکند.
the artist toils over every detail of the painting.
هنرمند بر روی هر جزئیات نقاشی به سختی کار میکند.
after years of toil, they finally saw results.
پس از سالها تلاش، آنها بالاخره نتیجه گرفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید