toils

[ایالات متحده]/[ˈtɔɪlz]/
[بریتانیا]/[ˈtoɪlz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تلاش سخت؛ وظایف طاقت‌فرسا؛ دوره‌های کاری فشرده.
v. به شدت سخت کار کردن؛ تلاش کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

endures toils

تحمل رنج ها

daily toils

رنج های روزانه

long toils

رنج های طولانی

after toils

پس از رنج ها

facing toils

در برابر رنج ها

through toils

از طریق رنج ها

shared toils

رنج های مشترک

past toils

رنج های گذشته

avoided toils

رنج های اجتناب شده

heavy toils

رنج های سنگین

جملات نمونه

the farmer toils in the fields from sunrise to sunset.

کشاورز از طلوع تا غروب خورشید در مزارع به سختی کار می‌کند.

she toils tirelessly to achieve her ambitious goals.

او بی‌وقفه برای رسیدن به اهداف بلندپروازانه‌اش تلاش می‌کند.

years of toil and dedication led to his success.

سال‌ها تلاش و تعهد به موفقیت او منجر شد.

the project requires a significant amount of toil and effort.

این پروژه نیازمند مقدار قابل توجهی تلاش و کوشش است.

he toils away at his desk, buried in paperwork.

او در حالی که در کاغذبازی غرق است، پشت میزش به کار مشغول است.

the miners toil deep underground, facing dangerous conditions.

معدن کاران در اعماق زمین و در شرایط خطرناک به سختی کار می‌کنند.

despite the toil, she found joy in her work.

با وجود سختی‌ها، او شادی را در کارش یافت.

their daily toil sustains their family.

تلاش روزانه آن‌ها از زندگی خانواده‌شان حمایت می‌کند.

the long hours and toil took a toll on his health.

ساعات طولانی و تلاش بر سلامتی او تأثیر گذاشت.

he toils to provide for his children's future.

او برای تامین آینده فرزندانش تلاش می‌کند.

the artist toils over every detail of the painting.

هنرمند بر روی هر جزئیات نقاشی به سختی کار می‌کند.

after years of toil, they finally saw results.

پس از سال‌ها تلاش، آن‌ها بالاخره نتیجه گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید